آموزش قرآن

ان هذا القرآن یهدی للتی هی اقوم

موضوعات اخلاقی قرآن

سؤالاتی در باره موضوعات اخلاقی قرآن

 

قرآن کریم درباره نیکى به پدر و مادر چه نظرى دارد؟
قرآن کریم در آیه هاى بسیارى ما را به نیکى به پدر و مادر سفارش کرده است. این کار، آن قدر اهمیّت دارد که در آیه 151 سوره انعام، نیکى به پدر و مادر در کنار خدا پرستى بیان شده است. در این آیه مى خوانیم: «چیزى را شریک خدا قرار ندهید و به پدر و مادر خود نیکى کنید.» در آیه 23 و 24 سوره اسراء هم چنین آمده است: «پروردگارت فرمان داده که جز او را نپرستید و به پدر و مادر نیکى کنید. هر گاه یکى از آن دو یا هر دوى آنها پیر شدند، کمترین اهانتى به آنها مکن و بر آنها فریاد مزن و مهربانانه و سنجیده و بزرگوارانه با آنها سخن بگو. از سر لطف و مهربانى به آنها تواضع کن و بگو: پروردگارا!همان گونه که آنها مرا در کوچکى تربیت کردند، تو هم به آنها رحم کن.»
حقّ پدر و مادر آن قدر زیاد است که در آیه 14 سوره لقمان، خداوند شکر خود را در کنار تشکّر و قدر دانى از پدر و مادر آورده و چنین فرموده است: «شکر مرا به جاى آور و از پدر و مادرت سپاس گزارى کن.»
خیلى روشن است که چرا خدا این همه ما را به نیکى به پدر و مادرمان سفارش کرده است، زیرا آنها براى ما خیلى زحمت کشیده اند و براى بزرگ کردن ما رنج هاى بسیارى تحمّل کرده اند. آیا تا به حال از گل و گیاهى نگهدارى کرده اید؟ اگر این کار را کرده باشید مى دانید که چه کار سختى است و نگهدارى از یک گل چقدر صبر و حوصله مى خواهد. باید به موقع به آن آب بدهید، ساعتى از روز را جلوى آفتاب بگذارید، از دست بچّه هاى بازى گوش دورش کنید و کارهاى فراوان دیگرى که باید انجام دهید تا گُل شما بزرگ شود. براى پدر و مادر هم فرزند مانند گلى است که البتّه صدها برابر گل معمولى برایش زحمت کشیده اند. به خاطر همین زحمت هاست که اگر کسى به آنها بى احترامى کند گناه بزرگى انجام داده است. پیامبر عزیز ما فرموده اند: «خشم و ناراحتى پدر و مادر باعث خشم و ناراحتى خدا مى گردد.»

چرا در قرآن همیشه به فرزندان توصیه شده که به پدر و مادرشان نیکى کنند، امّا به پدر و مادر سفارش نکرده که به فرزندان نیکى کنند؟
قرآن کریم از همه ما خواسته که به یگدیگر نیکى کنیم و رفتار دوستانه و مهربانانه اى با هم داشته باشیم. در این فرمانِ قرآن، تفاوتى میان پدر و مادر و فرزندان و بزرگ ترها و کوچک ترها نیست. در آیه 77 سوره قصص مى فرماید: «همان گونه که خدا به تو نیکى کرده تو نیز نیکى کن.» هم چنین در آیه 29 سوره فتح هم وقتى از یاران پیامبر(صلى الله علیه وآله)سخن مى گوید، آنها را این گونه ستایش مى کند: «محمّد فرستاده خداست و کسانى که با او هستند در برابر کفّار سرسخت و محکم و در میان خود مهربانند.» در آیه 83 سوره بقره نیز مى فرماید: «با مردم به نیکى سخن بگویید.» بر اساس این سه آیه و دیگر آیات قرآن همه مسلمانان بایدبا هم مهربان باشند وبه یکدیگر نیکى کنند. همسایه با همسایه، دوست با دوست، همسران با هم، معلّم با شاگرد، پدران و مادران با فرزندان، فرماندهان با سربازان و خلاصه همه با هم باید با دوستى و مهربانى رفتار کنند.
اگر مى بینید قرآن بر نیکى به فرزندان خیلى تأکید نکرده به علت آن است که پدر و مادر به طور طبیعى به فرزندان خود نیکى مى کنند و نیازى به تأکید زیاد نبوده است. مادر نُه ماه رنج نگهداشتن فرزند در شکم خود را تحمّل مى کند و هنگام تولّد فرزند را با درد و سختى به دنیا مى آورد. پس از تولّدِ فرزند نیز شب و روز به نگهدارى از او مى پردازد و از شیرش ـ که بخشى از وجود اوست ـ به فرزندش مى دهد. پدر هم با تلاش فراوان و کار زیاد خرج زندگى همسر و فرزندانش را در مى آورد. انسان تا خودش صاحب فرزند نشود نمى فهمد که بزرگ کردن بچّه چقدر زحمت دارد.
قرآن بر نیکى فرزندان به پدر و مادر بیشتر سفارش کرده، چون فرزندان گاهى زحمت هاى پدر و مادر را فراموش مى کنند و به سبب جوانى و بى تجربگى حقّ پدر و مادر خود را از یاد مى برند.
گذشته از اینها در قرآن کریم و سخنان چهارده معصوم درباره توجّه به حقّ فرزندان هم مطالب زیادى آمده است. زنده به گور کردن دختر بچّه ها در زمان پیامبر زیاد اتّفاق مى افتاد. قرآن کریم در چندین آیه مردم را از این کار زشت بازداشت و از بچّه هاى مظلوم و بى گناه دفاع کرد. آیه 31 سوره اسراء. آیه 140 سوره انعام، آیه 58 و 59 سوره نحل و آیه 12 سوره ممتحنه در همین باره است.
در احادیث چهارده معصوم هم از پدر و مادرها خواسته شده که فرزندانشان را دوست بدارند، با آنها به عدالت رفتار کنند، نام خوب بر آنها بگذارند و به آنها خواندن و نوشتن یاد بدهند. مخصوصاً درباره دخترها بیشتر سفارش کرده اند. رسول خدا(صلى الله علیه وآله)فرموده: «هر کس دخترى برایش متولّد شود و او را نیازارد واهانت نکند و پسرانش را بر وى مقدّم ندارد، خدا به خاطر آن دختر، او را به بهشت مى برد.»

توبه چیست؟
حقیقت توبه پشیمان شدن از انجام گناه است. اگر کسى گناهى کرد و بعد، از کار زشت خود پشیمان شد توبه کرده است. البتّه پشیمانى واقعى علامت و نشانه هایى دارد و یکى از علامت هاى روشنش آن است که انسان دیگر آن گناه را انجام ندهد. آیا کسى که مى گوید توبه کردم، ولى باز هم گناه مى کند توبه واقعى انجام داده است؟!
گذشته از این، آدمى که توبه مى کند اگر حق مردم را پایمال یا واجبى را ترک کرده باید آن را جبران نماید; مثلاً اگر دزدى توبه کرد، باید چیزهایى را که دزدیده به صاحبانش برگرداند و اگر کسى نماز نخوانده باید نمازهاى گذشته را قضا کند. پس درست است که توبه پشیمانى از انجام گناه است، ولى آدمى که توبه مى کند باید دیگر آن گناه را تکرار نکند و خطاهاى گذشته را جبران کند تا توبه اش کامل باشد.

قرآن کریم درباره بى احترامى به دیگران چه مى گوید؟
قرآن کریم مردم را به نیکى به یکدیگر دعوت کرده و در آیه هاى زیادى آنها را از رفتارهاى زشت و ناپسند با هم باز داشته است. هر نوع ظلم و توهین و مسخره کردن و غیبت مسلمانان از نظر قرآن گناهى بزرگ و کارى بسیار ناپسند است. ترجمه بعضى از آیات قرآن را که در این باره آمده بخوانید تا دریابید قرآن کریم چقدر از بى احترامى کردن به مسلمانان بیزار است:
1 ـ «با مردم به نیکى سخن بگویید.»(بقره / 83)
2 ـ «خدا ]مردم را[ به عدالت و نیکو کارى فرمان مى دهد.»(نحل / 90)
3 ـ «اى مؤمنان، هرگز نباید گروهى از شما گروه دیگر را مسخره کند.» (حجرات / 11)
4 ـ «هرگز عیب جویى نکنید و یکدیگر را با نام ها و لقب هاى زشت نخوانید.» (حجرات/11)
5 ـ «نباید بعضى از شما غیبت دیگرى را بنماید.» (حجرات / 12)
6 ـ «] لقمان به فرزندش گفت:[ هرگز با ناز و تکبّر از مردم روى برمگردان و مغرورانه در زمین راه نرو.» (لقمان / 18)

در قرآن کریم درباره حسادت چه مطالبى آمده است؟
در قرآن کریم مطالب فراوانى درباره حسادت آمده است، زیرا بسیارى از انسان ها به خاطر همین صفت زشت است که جهنّمى مى شوند. حتماً داستان آفریده شدن حضرت آدم(علیه السلام) را شنیده اید. در آن داستان خدا پس از آفریدن آدم به فرشتگان دستور مى دهد که به آدم سجده کنند. همه سجده مى کنند، ولى شیطان به علت غرور و حسادت به آدم سجده نمى کند. این قصّه را قرآن چند بار تکرار کرده تا به ما انسان ها بفهماند که حسادت چگونه باعث بدبختى بندگان خدا مى شود. شیطان به آدم حسادت کرد و فرمان خدا را نادیده گرفت و به همین دلیل از درگاه خدا رانده شد.
بر اساس آیه 54 سوره نساء هم بسیارى از کسانى که به حضرت محمّد(صلى الله علیه وآله) ایمان نیاوردند و مسلمان نشدند به خاطر همین حسادت بود. آنها مى دانستند که پیامبر گرامى اسلام راست مى گوید، ولى چون حسود بودند، حاضر نشدند حرف آن حضرت را قبول کنند.
در داستان یوسف هم مى بینیم که چطور حسادت باعث مى شود که برادران یوسف او را در چاه بیندازند و بعد به پدرشان یعقوب به دروغ بگویند که: «یوسف را گرگ خورده است.»
این آیه ها و آیه هاى بسیار دیگر براى آن نازل شده که ما مراقب خودمان باشیم و با حسادت به دیگران جهنّمى نشویم.

قرآن کریم در کدام آیه و سوره غیبت کردن را به خوردن گوشت مرده برادر تشبیه نموده و چرا چنین تشبیهى کرده است؟
قرآن کریم براى آن که زشتى بعضى کارها را به ما نشان بدهد براى ما مثالى مى زند و آن کار زشت را به چیز دیگرى تشبیه مى کند; مثلاً براى آن که نادرستى دورى از خدا و بندگى غیر خدا را به ما بفهماند آن را به تار عنکبوت تشبیه مى کند که با تارهاى نازکى براى خود خانه مى سازد. این تشبیه که در آیه 41 سوره عنکبوت آمده مى خواهد بگوید که پرستیدن بت یا هر چیز دیگرى غیر از خدا، مانند آن است که آدم در خانه سست و بى پایه اى مثل خانه عنکبوت زندگى کند. درباره سؤال مورد نظر هم خدا براى آن که زشتى غیبت کردن را روشن کند در آیه 12 سوره حجرات آن را به خوردن گوشت برادرى که مُرده تشبیه کرده است.
اگر خداى ناکرده یکى از برادرها یا خواهرهایمان بمیرد، آیا حاضریم گوشت او را بخوریم و خودمان را با گوشت بدن برادر یا خواهر مرده خود سیر کنیم؟ معلوم است که هیچ کدام از ما به این کار زشت راضى نمى شویم. قرآن کریم مى خواهد بگوید اى کسانى که از چنین کارى بدتان مى آید، غیبت کردن پشت سر دیگران نیز همین طور بد است، زیرا شما آبروى برادر و خواهر دینى تان را مى برید، در حالى که نمى تواند از خود دفاع کند.
البتّه مفسرّان قرآن کریم درباره این تشبیه زیباى قرآنى مطالب دیگرى هم گفته اند که براى آگاهى بیشتر مى توانید کتاب هاى تفسیر را بخوانید.

نظر قرآن درباره مسخره کردن دیگران چیست؟
در قرآن کریم آیه هاى زیادى درباه مسخره کردن وجود دارد که مشهورترین این آیه ها آیه 11 سوره حجرات است. خدا در این آیه مى فرماید: «اى کسانى که ایمان آورده اید! نباید گروهى از مردان شما گروه دیگر را مسخره کنند، شاید آنها از اینها بهتر باشند و نباید گروهى از زن ها هم گروه دیگرى از زن ها را مسخره کنند. شاید آن زن ها از این زن ها ] که دیگران را مسخره مى کنند[ بهتر باشند و از یکدیگر عیبجویى نکنید و با لقب هاى زشت و ناپسند از یکدیگر نام نبرید.» خدا در این آیه از همه ما مى خواهد که دیگران را مسخره نکنیم، زیرا کسانى که ما مسخره شان مى کنیم شاید از ما بهتر باشند.
کسانى که مردم را مسخره مى کنند حتماً فکر مى کنند که خودشان عیب و نقصى ندارند، ولى اشتباه مى کنند. مسلمان واقعى نباید چنین کار زشتى را انجام دهد. اگر دقّت کنید مى بینید آیه یازده سوره حجرات این گونه شروع مى شود: «اى کسانى که ایمان آورده اید.» یعنى اگر واقعاً به خدا ایمان دارید نباید برادران و خواهران دینى خود را مسخره کنید.
در آیه نخست سوره همزه هم درباره مسخره کنندگان مى فرماید: «واى بر هر عیبجوى مسخره کننده اى.»

نظر قرآن درباره ویژگى دوست خوب چیست؟
قرآن درباره دوستى، آیات فراوانى دارد که با دقّت در آنها ویژگى دوست خوب معلوم مى شود. ولى مهم ترین مسئله اى که قرآن در دوستى به آن تأکید مى کند، تقوا و پرهیزگارى دوستانى است که آنان را برمى گزینیم. دوست ما باید از خدا بترسد و نباید کسى باشد که با گمراهى خود، باعث انحراف ما گردد. بر اساس آیه 67 سوره زخرف در قیامت همه دوستى ها به دشمنى تبدیل مى شود مگر دوستى پرهیزگاران. زیرا دوستان ناپرهیزگار با گمراه ساختن هم، باعث گرفتارى یکدیگر به عذاب الهى مى شوند.
از سوى دیگر چون قرآن کریم ما را به یاد خدا فرا مى خواند، روشن است که بهترین دوستان کسانى هستند که خدا آنان را دوست داشته و دیدارشان باعث یاد خدا در دل ما مى گردد; مانند نیکو کاران (آل عمران 134)، پرهیزگاران (آل عمران / 76)، صبوران (آل عمران / 146)، عدالت پیشگان (مائده / 42) و...

نظر قرآن درباره ویژگى انسان هاى کامل چیست؟
از یک نظر همه قرآن بیانگر صفات و ویژگى هاى انسان هاى کامل است، زیرا قرآن یا از رفتارهاى خوب و پسندیده سخن مى گوید که صفات انسان هاى کامل است، یا به سرزنش رفتارهاى زشت و ناپسند مى پردازد که باز دورى از این رفتارها جزو صفات انسان هاى کامل است. در یک کلام انسان کامل کسى است که به قرآن کریم عمل کند. از یکى از همسران پیامبر(صلى الله علیه وآله) سؤال شد که اخلاق پیامبر(صلى الله علیه وآله) چگونه بود؟ وى گفت: «آیا قرآن نمى خوانى؟» سؤال کننده گفت:«چرا مى خوانم.» همسر پیامبر گفت: «اخلاق رسول خدا قرآن بود.»
از این مقدّمه که بگذریم، قرآن کریم از انسان هاى کامل با عناوینى مانند: «پرهیزگاران» (در آیه 2 تا 5 سوره بقره)، «مؤمنان حقیقى» (در آیات 2 تا 4 سوره انفال)، مقرّبان (در آیه 11 سوره واقعه) و... یاد مى کند و صفات گوناگونى را براى آنان بر مى شمارد; از جمله:
1 ـ ایمان به خدا و روز رستاخیز (177 / بقره)
2 ـ بخشش مال به نیازمندان (177 / بقره)
3 ـ بر پا داشتن نماز و پرداخت زکات (177 / بقره)
4 ـ وفاى به عهد (177 / بقره)
5 ـ بردبارى در ناملایمات زندگى (177 / بقره)
6 ـ تأثیر فراوان یاد خدا بر دل و جان آنان (2 / انفال)
7 ـ توکّل بر خداوند متعال (2 / انفال)
8 ـ دورى ازرفتارهاى متکبّرانه (63 / فرقان)
9 ـ تحمّل رفتار ناپسند جاهلان و برخورد کریمانه با آنان (63 / فرقان)
10 ـ شب زنده دارى (64 / فرقان) و... .

http://www.maarefquran.net/fa/book/print

+ نوشته شده در  جمعه 11 اسفند1385ساعت 21:30  توسط سید محمد تقی مرتضوی زاده  |