X
تبلیغات
آموزش قرآن

آموزش قرآن

ان هذا القرآن یهدی للتی هی اقوم

پایگاه های اطلاع رسانی در باره رزمندگان اسلام

نشانی چند پایگاه اطلاع رسانی در باره رزمندگان اسلام

 

شهید حاج محمد ابراهیم همت

http://www.hajihemmat.com

http://haj-hemmat.blogfa.com

 

شهید آوینی

http://aviny.com

http://www.aviny.ir

http://www.mortezaavini.com

http://avini222.persianblog.com

 

سبکبالان

http://www.sabokbalan.com

http://sabokbalan.persianblog.com

+ نوشته شده در  جمعه 11 اسفند1385ساعت 21:36  توسط سید محمد تقی مرتضوی زاده  | 

پرسش های متفرقه قرآنی

پرسش های متفرقه قرآنی

 

جن چگونه موجودى است؟ آیا مى توان با او ارتباط برقرار کرد؟
شیطان در قرآن چگونه توصیف شده است.
فرشتگان در قرآن چگونه توصیف شده اند؟
آیا غیر از انسان هایى که بر روى کره زمین زندگى مى کنند، انسان هاى دیگرى هم وجود دارند؟
چرا به خاطر اشتباه حضرت آدم و حوّا همه انسان ها از زندگى در بهشت محروم شدند؟
در چه سوره اى خداوند درباره زنبور عسل سخن گفته است؟
                                                                                                              لطفا کلیک کنید ...

+ نوشته شده در  جمعه 11 اسفند1385ساعت 21:32  توسط سید محمد تقی مرتضوی زاده  | 

سؤالاتی در باره پیامبران قرآنی

سؤالاتی در باره پیامبران قرآنی

 

بیمارى حضرت ایّوب چند سال طول کشید؟
بیمارى آن پیامبر هفت یا هفده سال به طول انجامید. خدا ایّوب را در این بیمارى آزمایش کرد و ایّوب با صبر و برد بارى نشان داد که در همه حال شکر گزار خداست و به خاطر مشکلاتى که در زندگى برایش پیش مى آید، دوستى اش را با خدا نادیده نمى گیرد. خدا هم به پاداش صبر ایّوب، سر انجام او را شفا داد و بقیه مشکلاتش را هم برطرف کرد. براى آگاهى بیشتر در این باره، مى توانید کتاب قصّه هاى قرآن نوشته آقاى محمّدى اشتهاردى را مطالعه کنید.

کدام پیامبر بود که زره مى بافت؟
پاسخ این سؤال در آیه 80 سوره انبیاء آمده است. در این آیه مى خوانیم که: «ما ساختن زره را به او (داوود) یاد دادیم.» پس جواب پرسش بالا حضرت داوود، پدر حضرت سلیمان است. البتّه کار زره بافى را به حضرت زکریّا هم نسبت داده اند.

چرا قرآن کریم داستان حضرت سلیمان را بیان کرده است؟
داستان هاى قرآن کریم درس هاى بسیارى به ما مى آموزند. داستان حضرت سلیمان هم مثل بقیّه داستان هاى قرآن پر از درس هاى آموزنده اى است که ما باید به آنها توجّه کنیم. طبق این داستان سلیمان با آن که حکومت قدرتمندى داشت و بسیارى از انسان ها و جن ها و حیوانات از او اطاعت مى کردند، ولى هرگز مغرور نشد و هیچ وقت خدا را فراموش نکرد. این درس بزرگى است که باید از حضرت سلیمان یاد بگیریم و اگر خدا قدرتى به ما داد از آن در راه نادرست استفاده نکنیم.
درس دیگر قصّه سلیمان آن است که انسان هر چه قدر هم قوى باشد، بالأخره یک روز از دنیا مى رود و مى میرد. در این قصّه مى خوانیم که مرگ، حتّى پادشاه قدرتمندى مثل سلیمان را هم رها نمى کند و به سراغ او مى رود.
اگر دوست دارید بدانید که خدا چرا این داستان را در کتاب خود آورده است باید تمام ماجراى سلیمان را بخوانید و درباره اش خوب فکر کنید. آن چه این جا خواندید تنها دو پیام مهم داستان سلیمان بود.

چرا حضرت سلیمان(علیه السلام) مى توانست با حیوانات گفت و گو کند؟
حضرت سلیمان از خدا خواست که حکومت و سلطنت بسیار بزرگى به او بدهد. خدا هم دعاى او را اجابت کرد و بادها و حیوانات و جن ها و دیگر موجودات را به فرمان سلیمان در آورد و حکومت قدرتمندى به وى بخشید. قدرت سخن گفتن با حیوانات کمک زیادى به سلیمان مى کرد که بتواند حکومتش را اداره کند. همان طور که در سوره نمل مى خوانیم حضرت سلیمان، هُدهُد را به مأموریّت مى فرستاد و از این پرنده براى کارهایش استفاده مى کرد. اگر او زبان حیوانات را نمى فهمید، چگونه مى توانست از آنها در حکومت بزرگش استفاده کند؟

کدام پیامبر بود که در گهواره با مردم سخن گفت؟
این پیامبر حضرت عیسى(علیه السلام) پسر حضرت مریم(علیها السلام) بود که در گهواره به مردم گفت: «من بنده خدا هستم که به من کتاب (انجیل) داده و مرا پیامبر قرار داده است.» این مطلب و بقیه سخنان این پیامبر خدا در سوره مریم آیه 30 تا 33 آمده است. اگر قرآن با ترجمه در خانه دارید، خودتان هم مى توانید سوره مریم و این آیه ها را بخوانید.

چرا حضرت عیسى(علیه السلام) ازدواج نکرد؟
همان طور که مى دانید ازدواج کار خوب و پسندیده اى است، امّا واجب نیست. یعنى اگر کسى ازدواج نکرد با فرمان خدا مخالفت نکرده است. حضرت عیسى(علیه السلام)همیشه در سفر بود تا مردم را به دین خدا دعوت کند. با چنین وضعى شاید ازدواج کردن براى آن حضرت ممکن نبود، زیرا باید مرتّب همسرش را تنها مى گذاشت و به سفر مى رفت.
خیلى کارهاى خوب هست که ما به خاطر مشکلات آنها را انجام نمى دهیم; مثلاً همه ما دوست داریم به کربلا، مکّه و مدینه برویم، ولى شاید تا کنون به این شهرها نرفته باشیم. یعنى کار خوبى را دوست داریم انجام دهیم، ولى نمى توانیم. ماجراى ازدواج نکردن حضرت عیسى(علیه السلام) نیز همین طور است. آن پیامبر بزرگ خدا به خاطر وظیفه اى که داشت نمى توانست ازدواج کند، نه این که با ازدواج مخالف باشد.

سرگذشت کدام یک از پیامبران بیش از بقیه در قرآن کریم آمده است؟
ماجراى زندگى حضرت موسى(علیه السلام) بیش از بقیه پیامبران در قرآن آمده است. قرآن کریم از مراحل مختلف زندگانى آن پیامبر بزرگ خدا سخن گفته و اطلاعات گوناگونى را از آن حضرت و قوم و قبیله او ـ قوم بنى اسرائیل ـ در اختیار ما قرار داده است. در چندین سوره قصّه حضرت موسى بیان شده و در مجموع 136 بار نام آن حضرت در قرآن ذکر شده است.
علّت این همه توجّه به داستان زندگى حضرت موسى درس هاى آموزنده اى است که سرگذشت او و مردم بنى اسرائیل براى ما مسلمانان دارد. یهودیان بنى اسرائیل حضرت موسى را خیلى اذیّت کردند و اشتباه هاى زیادى انجام دادند. قرآن کریم خطاهاى آنان را براى ما مسلمانان بیان مى کند تا ما دیگر آن خطاها را تکرار نکنیم و در اطاعت از پیامبرمان سستى نورزیم.

به طور خلاصه سرگذشت حضرت یحیى را بیان کنید.
حضرت یحیى فرزند حضرت زکریّا و پسر خاله حضرت عیسى(علیه السلام) بود. تولّد حضرت یحیى خود، معجزه الهى بود، زیرا زکریّا و همسرش هر دو پیر بودند و دیگر امیدى به بچّه دار شدن نداشتند. زکریّا به درگاه خدا دعا کرد و از او خواست که در همین پیرى که انسان ها بچّه دار نمى شوند، خدا به او فرزندى عنایت فرماید. همان طور که در آیه 39 سوره آل عمران آمده، خدا دعاى زکریّا را اجابت کرد و به او بشارت داد که پسرى به نام یحیى به وى عنایت خواهد شد.
یحیى از همان کودکى به عبادت خدا پرداخت و پرهیزگارى و دوستى با خدا را برگزید. او مردم را به پرستش خدا و انجام کارهاى خوب و ایمان به سخنان پیامبران پیشین دعوت مى کرد. وقتى حضرت عیسى(علیه السلام) به پیامبرى انتخاب شد، یحیى مردم را به ایمان آوردن به حضرت عیسى تشویق کرد. سخن یحیى تأثیر زیادى بر مردم آن روزگار داشت، زیرا همه او را به پاکى و پرهیزگارى و ترس از خدا مى شناختند و از عبادت هاى خالصانه او و گریه هاى عارفانه اش با خبر بودند.
درباره علّت شهادت حضرت یحیى در قرآن سخنى به میان نیامده، امّا در برخى روایات آمده که خودخواهى و هوا پرستى پادشاه آن روزگار باعث قتل یحیى(علیه السلام) شد. پادشاه با زن گنه کارى رابطه نامشروع داشت. یحیى(علیه السلام) او را از این کار بازداشت و به پادشاه نصیحت کرد که خود را با این گناه آلوده نسازد. زن بدکار که مى ترسید بر اثر سخن یحیى، از ارتباط با پادشاه محروم شود، پادشاه را وسوسه کرد که یحیى را به قتل رساند و سر از تنش جدا سازد. پادشاه که به شدّت فریب زنِ بدکار را خورده بود، حضرت یحیى را به شهادت رساند و سر آن پیامبر عزیز خدا را به زن گنه کار هدیه داد.
در قرآن کریم پنج بار نام یحیى ذکر شده و از جمله پیامبران و خوبان و برگزیدگان و مخلصان و هدایت یافتگان شمرده شده است. مرحوم علّامه طباطبائى در تفسیر سوره مریم چند صفحه را به بیان قصه زکریا و یحیى در قرآن اختصاص داده است.

آیا درست است که حضرت یوسف به سبب بى احترامى به پدرش از نور نبوّت و پیامبرى محروم شد؟
بعضى نوشته اند: وقتى حضرت یعقوب نزد فرزندش یوسف رفت، یوسف کمى دیرتر از پدرش از اسب پیاده شد و به سبب همین بى احترامى، از نور نبوت محروم شد. اگر این مطلب درست باشد، کار حضرت یوسف(علیه السلام) بى احترامى نبود، بلکه مى توان نام آن را «کم توجّهى» گذاشت.
این که حضرت یوسف به پدرش بى احترامى کرده باشد با آیات قرآن کریم چندان سازگار نیست. قرآن کریم از یوسف خیلى تعریف مى کند و او را انسانى نیک و عالم و با تقوا مى داند. از چنین شخص بزرگوارى بعید است که پس از سال ها دورى از پدر عزیزش به او بى احترامى کند. در آیه 99 و 100 سوره یوسف ماجراى استقبال یوسف از پدرش بیان شده است. آن چه از این دو آیه مى فهمیم آن است که یوسف استقبال گرمى از پدرش انجام داد. بنابراین نمى توانیم قبول کنیم حضرت یوسف به حضرت یعقوب بى احترامى کرده است.

آیا درست است که سرانجامْ یوسف و زلیخا با هم ازدواج کردند؟
از نظر تاریخى معلوم نیست که چنین حرفى درست باشد، امّا بعضى نوشته اند زلیخا بعد از مرگ همسرش، دچار فقر و تنگدستى شدیدى شد. زلیخا از حضرت یوسف کمک خواست. حضرت یوسف هم از وى خواست که از گناهان گذشته خود توبه کند. زلیخا توبه کرد و بعد از آن با یوسف ازدواج نمود. پیامبران خدا انسان هایى مهربانند. شاید یوسف هم زلیخا را به عقد خود در آورد تا او را از فقر و بدبختى نجات دهد.

داستان حضرت یونس را بیان کنید.
حضرت یونس یکى از پیامبران بود که خدا او را به سوى گروهى از مردم فرستاد تا آنان را به ایمان و پرهیزگارى فرا بخواند، امّا مردم پیام الهى حضرت یونس را نپذیرفتند و به گفته هاى وى ایمان نیاوردند. یونس آنان را از عذاب خدا ترساند و چون زمان عذاب فرا رسید، از میان قوم خود خارج شد. وقتى مردم نشانه هاى عذاب خدا را دیدند، همگى ایمان آوردند و از گذشته خویش توبه کردند. خدا هم عذاب خود را از آنان برداشت.
حضرت یونس که از میان قوم خود بیرون رفته بود دیگر نزد قوم خود بازنگشت و هم چنان به راه خود ادامه داد و در مسیر، بر کشتى پر جمعیتى سوار شد. در بین راه نهنگى بر سر راه کشتى پیدا شد. مسافران تصمیم گرفتند که یک نفر را به عنوان طعمه به دریا اندازند تا نهنگ سرگرم خوردن او شود و از سر راه کشتى کنار رود. وقتى براى این کار قرعه کشى کردند، قرعه به نام حضرت یونس افتاد. او را در دریا انداختند و نهنگ او را زنده زنده بلعید و کشتى نجات یافت.
خداى مهربان چند شبانه روز پیامبر خود را در دل نهنگ حفظ کرد. حضرت یونس که مى دانست این واقعه، امتحان و آزمایشى الهى است، با خداى خود به مناجات پرداخت و از او یارى خواست خدا هم او را یارى کرد و به نهنگ فرمان داد که یونس را در کنار ساحل، از شکم خود خارج سازد. آن گاه خداوند، بار دیگر یونس را نزد قومش فرستاد و این بار آنان سخنان وى را پذیرفتند و به خداى یکتا ایمان آوردند.

http://www.maarefquran.net/fa/book/print

+ نوشته شده در  جمعه 11 اسفند1385ساعت 21:31  توسط سید محمد تقی مرتضوی زاده  | 

موضوعات اخلاقی قرآن

سؤالاتی در باره موضوعات اخلاقی قرآن

 

قرآن کریم درباره نیکى به پدر و مادر چه نظرى دارد؟
قرآن کریم در آیه هاى بسیارى ما را به نیکى به پدر و مادر سفارش کرده است. این کار، آن قدر اهمیّت دارد که در آیه 151 سوره انعام، نیکى به پدر و مادر در کنار خدا پرستى بیان شده است. در این آیه مى خوانیم: «چیزى را شریک خدا قرار ندهید و به پدر و مادر خود نیکى کنید.» در آیه 23 و 24 سوره اسراء هم چنین آمده است: «پروردگارت فرمان داده که جز او را نپرستید و به پدر و مادر نیکى کنید. هر گاه یکى از آن دو یا هر دوى آنها پیر شدند، کمترین اهانتى به آنها مکن و بر آنها فریاد مزن و مهربانانه و سنجیده و بزرگوارانه با آنها سخن بگو. از سر لطف و مهربانى به آنها تواضع کن و بگو: پروردگارا!همان گونه که آنها مرا در کوچکى تربیت کردند، تو هم به آنها رحم کن.»
حقّ پدر و مادر آن قدر زیاد است که در آیه 14 سوره لقمان، خداوند شکر خود را در کنار تشکّر و قدر دانى از پدر و مادر آورده و چنین فرموده است: «شکر مرا به جاى آور و از پدر و مادرت سپاس گزارى کن.»
خیلى روشن است که چرا خدا این همه ما را به نیکى به پدر و مادرمان سفارش کرده است، زیرا آنها براى ما خیلى زحمت کشیده اند و براى بزرگ کردن ما رنج هاى بسیارى تحمّل کرده اند. آیا تا به حال از گل و گیاهى نگهدارى کرده اید؟ اگر این کار را کرده باشید مى دانید که چه کار سختى است و نگهدارى از یک گل چقدر صبر و حوصله مى خواهد. باید به موقع به آن آب بدهید، ساعتى از روز را جلوى آفتاب بگذارید، از دست بچّه هاى بازى گوش دورش کنید و کارهاى فراوان دیگرى که باید انجام دهید تا گُل شما بزرگ شود. براى پدر و مادر هم فرزند مانند گلى است که البتّه صدها برابر گل معمولى برایش زحمت کشیده اند. به خاطر همین زحمت هاست که اگر کسى به آنها بى احترامى کند گناه بزرگى انجام داده است. پیامبر عزیز ما فرموده اند: «خشم و ناراحتى پدر و مادر باعث خشم و ناراحتى خدا مى گردد.»

چرا در قرآن همیشه به فرزندان توصیه شده که به پدر و مادرشان نیکى کنند، امّا به پدر و مادر سفارش نکرده که به فرزندان نیکى کنند؟
قرآن کریم از همه ما خواسته که به یگدیگر نیکى کنیم و رفتار دوستانه و مهربانانه اى با هم داشته باشیم. در این فرمانِ قرآن، تفاوتى میان پدر و مادر و فرزندان و بزرگ ترها و کوچک ترها نیست. در آیه 77 سوره قصص مى فرماید: «همان گونه که خدا به تو نیکى کرده تو نیز نیکى کن.» هم چنین در آیه 29 سوره فتح هم وقتى از یاران پیامبر(صلى الله علیه وآله)سخن مى گوید، آنها را این گونه ستایش مى کند: «محمّد فرستاده خداست و کسانى که با او هستند در برابر کفّار سرسخت و محکم و در میان خود مهربانند.» در آیه 83 سوره بقره نیز مى فرماید: «با مردم به نیکى سخن بگویید.» بر اساس این سه آیه و دیگر آیات قرآن همه مسلمانان بایدبا هم مهربان باشند وبه یکدیگر نیکى کنند. همسایه با همسایه، دوست با دوست، همسران با هم، معلّم با شاگرد، پدران و مادران با فرزندان، فرماندهان با سربازان و خلاصه همه با هم باید با دوستى و مهربانى رفتار کنند.
اگر مى بینید قرآن بر نیکى به فرزندان خیلى تأکید نکرده به علت آن است که پدر و مادر به طور طبیعى به فرزندان خود نیکى مى کنند و نیازى به تأکید زیاد نبوده است. مادر نُه ماه رنج نگهداشتن فرزند در شکم خود را تحمّل مى کند و هنگام تولّد فرزند را با درد و سختى به دنیا مى آورد. پس از تولّدِ فرزند نیز شب و روز به نگهدارى از او مى پردازد و از شیرش ـ که بخشى از وجود اوست ـ به فرزندش مى دهد. پدر هم با تلاش فراوان و کار زیاد خرج زندگى همسر و فرزندانش را در مى آورد. انسان تا خودش صاحب فرزند نشود نمى فهمد که بزرگ کردن بچّه چقدر زحمت دارد.
قرآن بر نیکى فرزندان به پدر و مادر بیشتر سفارش کرده، چون فرزندان گاهى زحمت هاى پدر و مادر را فراموش مى کنند و به سبب جوانى و بى تجربگى حقّ پدر و مادر خود را از یاد مى برند.
گذشته از اینها در قرآن کریم و سخنان چهارده معصوم درباره توجّه به حقّ فرزندان هم مطالب زیادى آمده است. زنده به گور کردن دختر بچّه ها در زمان پیامبر زیاد اتّفاق مى افتاد. قرآن کریم در چندین آیه مردم را از این کار زشت بازداشت و از بچّه هاى مظلوم و بى گناه دفاع کرد. آیه 31 سوره اسراء. آیه 140 سوره انعام، آیه 58 و 59 سوره نحل و آیه 12 سوره ممتحنه در همین باره است.
در احادیث چهارده معصوم هم از پدر و مادرها خواسته شده که فرزندانشان را دوست بدارند، با آنها به عدالت رفتار کنند، نام خوب بر آنها بگذارند و به آنها خواندن و نوشتن یاد بدهند. مخصوصاً درباره دخترها بیشتر سفارش کرده اند. رسول خدا(صلى الله علیه وآله)فرموده: «هر کس دخترى برایش متولّد شود و او را نیازارد واهانت نکند و پسرانش را بر وى مقدّم ندارد، خدا به خاطر آن دختر، او را به بهشت مى برد.»

توبه چیست؟
حقیقت توبه پشیمان شدن از انجام گناه است. اگر کسى گناهى کرد و بعد، از کار زشت خود پشیمان شد توبه کرده است. البتّه پشیمانى واقعى علامت و نشانه هایى دارد و یکى از علامت هاى روشنش آن است که انسان دیگر آن گناه را انجام ندهد. آیا کسى که مى گوید توبه کردم، ولى باز هم گناه مى کند توبه واقعى انجام داده است؟!
گذشته از این، آدمى که توبه مى کند اگر حق مردم را پایمال یا واجبى را ترک کرده باید آن را جبران نماید; مثلاً اگر دزدى توبه کرد، باید چیزهایى را که دزدیده به صاحبانش برگرداند و اگر کسى نماز نخوانده باید نمازهاى گذشته را قضا کند. پس درست است که توبه پشیمانى از انجام گناه است، ولى آدمى که توبه مى کند باید دیگر آن گناه را تکرار نکند و خطاهاى گذشته را جبران کند تا توبه اش کامل باشد.

قرآن کریم درباره بى احترامى به دیگران چه مى گوید؟
قرآن کریم مردم را به نیکى به یکدیگر دعوت کرده و در آیه هاى زیادى آنها را از رفتارهاى زشت و ناپسند با هم باز داشته است. هر نوع ظلم و توهین و مسخره کردن و غیبت مسلمانان از نظر قرآن گناهى بزرگ و کارى بسیار ناپسند است. ترجمه بعضى از آیات قرآن را که در این باره آمده بخوانید تا دریابید قرآن کریم چقدر از بى احترامى کردن به مسلمانان بیزار است:
1 ـ «با مردم به نیکى سخن بگویید.»(بقره / 83)
2 ـ «خدا ]مردم را[ به عدالت و نیکو کارى فرمان مى دهد.»(نحل / 90)
3 ـ «اى مؤمنان، هرگز نباید گروهى از شما گروه دیگر را مسخره کند.» (حجرات / 11)
4 ـ «هرگز عیب جویى نکنید و یکدیگر را با نام ها و لقب هاى زشت نخوانید.» (حجرات/11)
5 ـ «نباید بعضى از شما غیبت دیگرى را بنماید.» (حجرات / 12)
6 ـ «] لقمان به فرزندش گفت:[ هرگز با ناز و تکبّر از مردم روى برمگردان و مغرورانه در زمین راه نرو.» (لقمان / 18)

در قرآن کریم درباره حسادت چه مطالبى آمده است؟
در قرآن کریم مطالب فراوانى درباره حسادت آمده است، زیرا بسیارى از انسان ها به خاطر همین صفت زشت است که جهنّمى مى شوند. حتماً داستان آفریده شدن حضرت آدم(علیه السلام) را شنیده اید. در آن داستان خدا پس از آفریدن آدم به فرشتگان دستور مى دهد که به آدم سجده کنند. همه سجده مى کنند، ولى شیطان به علت غرور و حسادت به آدم سجده نمى کند. این قصّه را قرآن چند بار تکرار کرده تا به ما انسان ها بفهماند که حسادت چگونه باعث بدبختى بندگان خدا مى شود. شیطان به آدم حسادت کرد و فرمان خدا را نادیده گرفت و به همین دلیل از درگاه خدا رانده شد.
بر اساس آیه 54 سوره نساء هم بسیارى از کسانى که به حضرت محمّد(صلى الله علیه وآله) ایمان نیاوردند و مسلمان نشدند به خاطر همین حسادت بود. آنها مى دانستند که پیامبر گرامى اسلام راست مى گوید، ولى چون حسود بودند، حاضر نشدند حرف آن حضرت را قبول کنند.
در داستان یوسف هم مى بینیم که چطور حسادت باعث مى شود که برادران یوسف او را در چاه بیندازند و بعد به پدرشان یعقوب به دروغ بگویند که: «یوسف را گرگ خورده است.»
این آیه ها و آیه هاى بسیار دیگر براى آن نازل شده که ما مراقب خودمان باشیم و با حسادت به دیگران جهنّمى نشویم.

قرآن کریم در کدام آیه و سوره غیبت کردن را به خوردن گوشت مرده برادر تشبیه نموده و چرا چنین تشبیهى کرده است؟
قرآن کریم براى آن که زشتى بعضى کارها را به ما نشان بدهد براى ما مثالى مى زند و آن کار زشت را به چیز دیگرى تشبیه مى کند; مثلاً براى آن که نادرستى دورى از خدا و بندگى غیر خدا را به ما بفهماند آن را به تار عنکبوت تشبیه مى کند که با تارهاى نازکى براى خود خانه مى سازد. این تشبیه که در آیه 41 سوره عنکبوت آمده مى خواهد بگوید که پرستیدن بت یا هر چیز دیگرى غیر از خدا، مانند آن است که آدم در خانه سست و بى پایه اى مثل خانه عنکبوت زندگى کند. درباره سؤال مورد نظر هم خدا براى آن که زشتى غیبت کردن را روشن کند در آیه 12 سوره حجرات آن را به خوردن گوشت برادرى که مُرده تشبیه کرده است.
اگر خداى ناکرده یکى از برادرها یا خواهرهایمان بمیرد، آیا حاضریم گوشت او را بخوریم و خودمان را با گوشت بدن برادر یا خواهر مرده خود سیر کنیم؟ معلوم است که هیچ کدام از ما به این کار زشت راضى نمى شویم. قرآن کریم مى خواهد بگوید اى کسانى که از چنین کارى بدتان مى آید، غیبت کردن پشت سر دیگران نیز همین طور بد است، زیرا شما آبروى برادر و خواهر دینى تان را مى برید، در حالى که نمى تواند از خود دفاع کند.
البتّه مفسرّان قرآن کریم درباره این تشبیه زیباى قرآنى مطالب دیگرى هم گفته اند که براى آگاهى بیشتر مى توانید کتاب هاى تفسیر را بخوانید.

نظر قرآن درباره مسخره کردن دیگران چیست؟
در قرآن کریم آیه هاى زیادى درباه مسخره کردن وجود دارد که مشهورترین این آیه ها آیه 11 سوره حجرات است. خدا در این آیه مى فرماید: «اى کسانى که ایمان آورده اید! نباید گروهى از مردان شما گروه دیگر را مسخره کنند، شاید آنها از اینها بهتر باشند و نباید گروهى از زن ها هم گروه دیگرى از زن ها را مسخره کنند. شاید آن زن ها از این زن ها ] که دیگران را مسخره مى کنند[ بهتر باشند و از یکدیگر عیبجویى نکنید و با لقب هاى زشت و ناپسند از یکدیگر نام نبرید.» خدا در این آیه از همه ما مى خواهد که دیگران را مسخره نکنیم، زیرا کسانى که ما مسخره شان مى کنیم شاید از ما بهتر باشند.
کسانى که مردم را مسخره مى کنند حتماً فکر مى کنند که خودشان عیب و نقصى ندارند، ولى اشتباه مى کنند. مسلمان واقعى نباید چنین کار زشتى را انجام دهد. اگر دقّت کنید مى بینید آیه یازده سوره حجرات این گونه شروع مى شود: «اى کسانى که ایمان آورده اید.» یعنى اگر واقعاً به خدا ایمان دارید نباید برادران و خواهران دینى خود را مسخره کنید.
در آیه نخست سوره همزه هم درباره مسخره کنندگان مى فرماید: «واى بر هر عیبجوى مسخره کننده اى.»

نظر قرآن درباره ویژگى دوست خوب چیست؟
قرآن درباره دوستى، آیات فراوانى دارد که با دقّت در آنها ویژگى دوست خوب معلوم مى شود. ولى مهم ترین مسئله اى که قرآن در دوستى به آن تأکید مى کند، تقوا و پرهیزگارى دوستانى است که آنان را برمى گزینیم. دوست ما باید از خدا بترسد و نباید کسى باشد که با گمراهى خود، باعث انحراف ما گردد. بر اساس آیه 67 سوره زخرف در قیامت همه دوستى ها به دشمنى تبدیل مى شود مگر دوستى پرهیزگاران. زیرا دوستان ناپرهیزگار با گمراه ساختن هم، باعث گرفتارى یکدیگر به عذاب الهى مى شوند.
از سوى دیگر چون قرآن کریم ما را به یاد خدا فرا مى خواند، روشن است که بهترین دوستان کسانى هستند که خدا آنان را دوست داشته و دیدارشان باعث یاد خدا در دل ما مى گردد; مانند نیکو کاران (آل عمران 134)، پرهیزگاران (آل عمران / 76)، صبوران (آل عمران / 146)، عدالت پیشگان (مائده / 42) و...

نظر قرآن درباره ویژگى انسان هاى کامل چیست؟
از یک نظر همه قرآن بیانگر صفات و ویژگى هاى انسان هاى کامل است، زیرا قرآن یا از رفتارهاى خوب و پسندیده سخن مى گوید که صفات انسان هاى کامل است، یا به سرزنش رفتارهاى زشت و ناپسند مى پردازد که باز دورى از این رفتارها جزو صفات انسان هاى کامل است. در یک کلام انسان کامل کسى است که به قرآن کریم عمل کند. از یکى از همسران پیامبر(صلى الله علیه وآله) سؤال شد که اخلاق پیامبر(صلى الله علیه وآله) چگونه بود؟ وى گفت: «آیا قرآن نمى خوانى؟» سؤال کننده گفت:«چرا مى خوانم.» همسر پیامبر گفت: «اخلاق رسول خدا قرآن بود.»
از این مقدّمه که بگذریم، قرآن کریم از انسان هاى کامل با عناوینى مانند: «پرهیزگاران» (در آیه 2 تا 5 سوره بقره)، «مؤمنان حقیقى» (در آیات 2 تا 4 سوره انفال)، مقرّبان (در آیه 11 سوره واقعه) و... یاد مى کند و صفات گوناگونى را براى آنان بر مى شمارد; از جمله:
1 ـ ایمان به خدا و روز رستاخیز (177 / بقره)
2 ـ بخشش مال به نیازمندان (177 / بقره)
3 ـ بر پا داشتن نماز و پرداخت زکات (177 / بقره)
4 ـ وفاى به عهد (177 / بقره)
5 ـ بردبارى در ناملایمات زندگى (177 / بقره)
6 ـ تأثیر فراوان یاد خدا بر دل و جان آنان (2 / انفال)
7 ـ توکّل بر خداوند متعال (2 / انفال)
8 ـ دورى ازرفتارهاى متکبّرانه (63 / فرقان)
9 ـ تحمّل رفتار ناپسند جاهلان و برخورد کریمانه با آنان (63 / فرقان)
10 ـ شب زنده دارى (64 / فرقان) و... .

http://www.maarefquran.net/fa/book/print

+ نوشته شده در  جمعه 11 اسفند1385ساعت 21:30  توسط سید محمد تقی مرتضوی زاده  | 

سؤالاتی در باه ولایت فقیه

سؤالاتی در باره  ولایت فقیه

 

آیا درباره ولایت فقیه مطلبى در قرآن کریم آمده است؟
براى پاسخ به این سؤال باید به این دو نکته، خوب توجّه کرد:
1 ـ بسیارى از مسائل دینى و اعتقادى ما در قرآن کریم نیامده است; مثل احکام و شرایط نماز. قرآن کریم از ارزش و اهمیت نماز سخن گفته و بعضى از احکام آن را هم بیان کرده، ولى بسیارى از احکام و شرایط نماز را هم به ما نیاموخته است. پس نباید توقّع داشته باشیم که همه احکام اسلامى در قرآن کریم آمده باشد. درباره ولایت فقیه هم به طور مستقیم آیه اى در قرآن وجود ندارد.
2 ـ با آن که درباره ولایت فقیه آیه صریحى در قرآن نیامده، ولى به دو صورت مى توان براى اثبات ولایت فقیه به قرآن استدلال کرد:
اوّلاً: ولایت فقیه ادامه ولایت و حق حاکمیّت پیامبر(صلى الله علیه وآله وسلم) و امامان معصوم ماست. چون حقّ ولایت پیامبر(صلى الله علیه وآله وسلم) و امامان معصوم در قرآن بیان شده و خود امامان، فقیه عادل را جانشین خود دانسته اند، پس ولایت فقیه ریشه در قرآن کریم دارد.
ثانیاً: احکام فراوانى در قرآن کریم بیان شده که اجراى آنها بدون حکومت اسلامى و وجود یک رهبر دین شناس و عادل (ولایت فقیه) ممکن نیست; مثلاً حکم اسلامى قصاص، جهاد، امر به معروف و نهى از منکر، مجازات مجرمان و ایجاد قدرت اسلامى در برابر کفار بدون داشتن حکومتى اسلامى و رهبرى فقیه و عادل چگونه انجام مى شود؟
به نظر شما اگر جامعه اى رهبرى دین شناس و عادل نداشته باشد، آیا آن جامعه مى تواند به اهدافى که قرآن کریم مشخص کرده برسد؟ ولایت فقیه یعنى این که از میان دانشمندان دین شناس که سال ها به یادگیرى قوانین اسلامى پرداخته اند، یکى را که از همه بهتر و مناسب تر است به رهبرى انتخاب کنیم. این رهبر کسى است که احکام نورانى قرآن را خوب مى شناسد و با مدیریت و شجاعت خود مى تواند جامعه اسلامى را به خوبى هدایت و راهنمایى کند.

http://www.maarefquran.net/fa/book/print

+ نوشته شده در  جمعه 11 اسفند1385ساعت 21:29  توسط سید محمد تقی مرتضوی زاده  | 

سؤالاتی در باره تلاوت قرآن

سؤالاتی در باره تلاوت قرآن

 

چگونه مى توانیم ارتباط بیشترى با قرآن برقرار کنیم و به این کتاب با ارزش نزدیک تر شویم؟
راه هاى زیادى براى ارتباط با قرآن کریم و نزدیک شدن به این کتاب عزیز وجود دارد که برخى از آنها عبارتند از:
1. هر روز یک صفحه یا بیشتر قرآن بخوانید; خواندن قرآن دلتان را نورانى و علاقه شما را به این کتاب بیشتر مى کند.
2. رو خوانى، تجوید و ترجمه قرآن را خوب یاد بگیرید.
3. قصّه هاى آموزنده قرآن را بخوانید و درباره آنها فکر کنید.
4. به آیه هاى قرآن عمل کنید و قرآن را راهنماى زندگى خود قرار دهید; مثلاً اگر قرآن فرمان داده که به پدر و مادر احترام بگذارید، غیبت نکنید، تهمت نزنید، دیگران را مسخره نکنید، به یاد خدا باشید و... به این فرمان ها عمل کنید.
5. در جلسات قرآن شرکت کنید.

 چرا ما باید قرآن بخوانیم؟
حتماً تا حالا به مسافرت هاى زیادى رفته اید. اگر دقّت کرده باشید، در جادّه علامت هاى زیادى وجود دارد که ما را براى رسیدن به هدفمان یارى مى کند. این علامت ها راه رسیدن به شهر مورد نظرمان را به ما نشان مى دهند. اگر کسى به این علامت هاى راهنما توجّه نکند، هرگز به هدفش نمى رسد و حتّى شاید به درون درّه ها سقوط کند. آیه هاى قرآن نیز مانند همان علامت هاى راهنما هستند که راه درست زندگى را به ما یاد مى دهند. کسى که به آیه هاى قرآن عمل کند به بهشت مى رود و از جهنّم نجات مى یابد. اگر به ما گفته اند که قرآن بخوانیم براى آن است که قرآن ما را به کارهاى خوب تشویق و از کارهاى بد دور مى کند. چون خدا ما را دوست داشته، این کتاب راهنما را برایمان فرستاده تا جهنّمى نشویم. پس همه ما باید قرآن بخوانیم و درباره حرف هاى خدا خوب فکر کنیم و به آن چه در قرآن آمده عمل نماییم.

خواندن قرآن چه ثوابى دارد؟
بر اساس سخنان رسول خدا(صلى الله علیه وآله) و اهل بیت آن حضرت، خداوند براى خواندن قرآن پاداش ها و ثواب هاى زیادى قرار داده است. خواندن قرآن ایمان انسان را زیاد مى کند، باعث بخشش گناهان مى شود، شیطان را از خانه کسى که قرآن مى خواند بیرون مى کند، دل ها را نرم و نورانى مى سازد و مانند نردبانى پلّه پلّه ما را به خدا نزدیک مى کند. همه ما مى توانیم تجربه کنیم و ببینیم موقع خواندن و شنیدن قرآن کریم چه حالى مى شویم. حضرت محمّد(صلى الله علیه وآله) فرمودند: «بهترین عبادت امّت من، خواندن قرآن است.» خود پیامبر(صلى الله علیه وآله) و امامان عزیز ما علاقه و توجّه زیادى به خواندن قرآن داشتند و این به سبب پاداش هاى بسیار و برکات فراوانى بود که خدا براى قرآن خواندن در نظر گرفته است.

با آنکه ترجمه فارسى قرآن وجود دارد، چرا به ما سفارش مى کنند که متن عربى آن را بخوانیم؟
هیچ اشکالى ندارد کسى ترجمه فارسى قرآن را بخواند. حتّى این کار خیلى هم خوب و پسندیده است، زیرا ما را با معناى قرآن آشنا مى کند. امّا این که به ما سفارش کرده اند قرآن را با همان زبان عربى بخوانیم چند دلیل دارد:
1 ـ خدا در جمله هاى عربى قرآن اثرى قرار داده که در ترجمه آن نیست. افراد زیادى که حتّى معناى قرآن را نمى دانسته اند، با شنیدن آیه هاى قرآن مسلمان شده اند. به نظر شما چرا کسى که زبانش ژاپنى یا انگلیسى یا اسپانیایى است و عربى نمى داند، او هم وقتى صوت زیباى قرآن را مى شنود لذّت مى برد؟ این به سبب آن است که قرآن از طرف خداست و ترجمه فارسى یا هر زبان دیگرى شیرینى خود قرآن را ندارد. البتّه باز هم مى گوییم اگر کسى بتواند ترجمه فارسى قرآن را هم مطالعه کند، بسیار خوب است.
2 ـ ما با خواندن قرآنِ عربى ، کم کم علاقه مند مى شویم که زبان عربى را یاد بگیریم. عربى زبان قرآن و نهج البلاغه و صحیفه سجادیه است و یادگیرى آن اهمیت زیادى دارد. وقتى ما قرآن عربى را مى خوانیم، آهسته آهسته با زبان عربى آشنا مى شویم و پس از شرکت در کلاس هاى عربى، مى توانیم بدون نیاز به ترجمه، آیه هاى قرآن را بفهمیم.

بهترین سوره قرآن کدام است؟
هر کدام از سوره هاى قرآن ویژگى مخصوصى دارد که از آن نظر مى توان گفت بهترین سوره قرآن است; مثلاً سوره توحید، (قل هو الله احد)، از آن نظر که در سه آیه خدا را به خوبى معرّفى کرده بهترین سوره قرآن است. سوره یوسف هم به علت که داستان زندگى حضرت یوسف را بسیار زیبا و دل نشین بیان مى کند بهترین سوره است. سوره عصر هم که راه سعادت ما انسان ها را در چند جمله بیان مى کند مى تواند بهترین سوره قرآن باشد.
البتّه در یک حدیث، سوره حمد برترین سوره قرآن شمرده شده است. این هم به علت آن است که سوره حمد خلاصه همه مطالب قرآن است.
قرآن کریم مانند باغ با صفایى است که انواع گیاهان شفا بخش و گل هاى خوشبو و زیبا و میوه هاى شیرین و پر فایده را مى توان در آن یافت. هیچ گل و گیاه و میوه اى در این باغ، بیهوده آفریده نشده و براى هر کدام فایده اى در نظر گرفته شده است. همه اینها بهترین اند. براى همین است که امامان عزیز به ما سفارش کرده اند که همه سوره هاى قرآن را بخوانیم و از همه آیه هاى نورانى این کتاب بزرگ بهره بگیریم.

خواندن کدام یک از سوره هاى قرآن ثواب زیادى دارد؟
خواندن تمام سوره هاى قرآن ثواب زیادى دارد. قرآن مانند سفره بزرگى است که براى روح ما غذاهاى خوشمزه و مفیدى در آن نهاده اند. از هر کدام که مصرف کنید برایتان خوب و مفید است. هر کدام از غذاهاى این سفره آسمانى بو و مزّه مخصوصى دارد، ولى همه یک کار مى کنند و آن هم زیاد کردن ایمان ما به خداست.
قرآن کتابى نیست که ما فقط به خواندن برخى از سوره هاى آن اکتفا کنیم. باید همه سوره هاى قرآن را خواند و از درس هاى آموزنده همه این کتاب استفاده کرد. سوره کوثر، حمد، ابراهیم، عنکبوت، ناس، یوسف، محمّد(صلى الله علیه وآله) و بقیّه سوره هاى قرآن، هر کدام قصّه ها، مَثَل ها، درس ها و پندهایى دارند که خواندنشان ضرورى است وثواب زیادى دارد.
حالا اگر دوست دارید یک سوره را بیشتر بخوانید و آن را بیشتر تکرار کنید، سوره توحید (قل هو الله احد) را بخوانید. در حدیثى از پیامبر آمده است: «هر کس این سوره را یک بار بخواند مانند آن است که یک سوم قرآن را خوانده است و اگر کسى آن را دو بار بخواند، مانند آن است که دو سوم قرآن را خوانده است و هر کس آن را سه بار بخواند مانند آن است که همه قرآن را خوانده است.»
رسول خدا(صلى الله علیه وآله) در حدیث دیگرى فرمود:
«هر کس ده بار (قل هو الله احد) را بخواند، خدا قصرى در بهشت براى او خواهد ساخت.»
از دیگر آثار خواندن این سوره بخشش گناهان، آمرزیده شدن پدر و مادر، فراوانى روزى و دور شدن خطرها از انسان است.

چرا به ماه رمضان بهار قرآن مى گویند؟
«بهار قرآن» نامى است که حضرت محمّد(صلى الله علیه وآله) براى این ماه انتخاب کرده اند. آن بزرگوار فرموده اند: «هر چیزى بهارى دارد و بهار قرآن ماه رمضان است.» علّت این نام گذارى شاید آن باشد که مردم در ماه رمضان آمادگى بیشترى براى پذیرش حرف هاى قرآن دارند. آنان در این ماه روزه مى گیرند و بیشتر از ماه هاى دیگر سال از گناه دورى مى کنند. همین باعث مى شود که نور قرآن بهتر و بیشتر دل آنان را روشن کند; یعنى همان طور که در بهار، درختان شکوفه مى کنند و سبزه ها جوانه مى زنند و باران هاى پى در پى زمین مرده را زنده مى سازند، در ماه رمضان هم دل مردم به برکت قرآن زنده مى شود و گل هاى زیبایى در قلب آدم ها شکوفه مى کنند.
علّت دیگر نام گذارى رمضان به بهار قرآن شاید آن باشد که در این ماه خواندن یک آیه از قرآن ثواب خواندن همه قرآن را دارد. براى همین است که مى بینید مردم در این ماه بیشتر قرآن مى خوانند تا ثواب بیشترى ببرند.

خواندن آیة الکرسى چه ثوابى دارد؟
خواندن آیة الکرسى که آیه 255 سوره بقره است ثواب هاى زیادى دارد، چون این آیه درباره معرّفى خداست. پیامبر عزیز ما و بقیه چهارده معصوم اهمیت فراوانى به آن داده اند.
ابوذر از رسول خدا(صلى الله علیه وآله) پرسید: با اهمیت ترین و بزرگ ترین آیه اى که خدا بر شما نازل کرد کدام بود؟ پیامبر در پاسخ فرمود: «آیة الکرسى». در حدیث دیگرى از پیامبر آمده است: «هر کس صد بار آیة الکرسى را بخواند مانند کسى است که تمام عمر خدا را عبادت کرده است.» خواندن این آیه مخصوصاً بعد از نمازها بسیار سفارش شده است. رسول خدا(صلى الله علیه وآله) فرمود: «هر کس بعد از هر نماز آیة الکرسى را بخواند بین او و بهشت فاصله اى جز مرگ نخواهد بود.» یعنى چنین انسانى بلافاصله پس از مرگ، اهل بهشت خواهد شد.
اگر بخواهیم ثواب هاى گوناگون آیة الکرسى را در یک خط خلاصه کنیم مى توانیم به نجات از جهنّم، نزدیک شدن به بهشت، در امان ماندن از خطرها، نجات از فقر و تنگ دستى و برآورده شدن حاجت ها اشاره نماییم.

فضیلت آیات آخر سوره بقره را بیان کنید.
آیات پایانى سوره بقره یعنى آیه 285 و 286 که به «آمن الرسول» معروفند، خلاصه کلّ سوره بقره اند. این دو آیه ما را به تسلیم در برابر آفریدگار جهان فرا مى خوانند و چگونگى طلب آمرزش و رحمت از خدا را به ما مى آموزند. به همین جهت، حدیث هاى زیادى در فضیلت این دو آیه از چهارده معصوم(علیهم السلام) رسیده است. از رسول خدا(صلى الله علیه وآله) روایت شده است: «این آیات دعا هستند و خداوند رحمان را راضى مى کنند.» در حدیث قدسى نیز آمده که: «هیچ کس این دو آیه را تلاوت نمى کند مگر آن که حاجتش را خواهد گرفت.» در حدیث دیگرى از پیامبر(صلى الله علیه وآله)مى خوانیم: «این دو آیه اگر سه شب در منزلى خوانده شود، شیطان به آن نزدیک نمى شود.» البتّه بهره مندى کامل از آثار و برکات این دو آیه، زمانى است که ما به این دو آیه عمل کرده و این آیات نورانى را چراغ و راهنماى زندگى خود سازیم.

ختم انعام چیست و چه ثوابى دارد؟
ختم انعام یعنى آن که سوره انعام را از اوّل تا آخر بخوانند. همین رسم خوبى که در میان مردم ما وجود دارد و جلسه تشکیل مى دهند و همه سوره انعام را مى خوانند.
خواندن این سوره ثواب هاى زیادى دارد. امام صادق(علیه السلام) فرمود: «اگر مردم مى دانستند که خواندن این سوره چقدر با ارزش است هرگز آن را رها نمى کردند.» گذشته از پاداش هایى که خدا در آخرت مى دهد، خواندن این سوره در این دنیا هم اثر دارد و براى در امان ماندن از خطرها و درمان بیمارى ها و رسیدن به آرزوها بسیار مفید است.

چرا وقتى کسى مى میرد مى گویند برایش سوره الرحمن بخوانند؟
خواندن هر آیه و سوره اى از قرآن کریم براى کسانى که از دنیا رفته اند خوب است. وقتى ما آیه و سوره اى از قرآن را مى خوانیم و به روح مرده اى هدیه مى کنیم، باعث خوشحالى او مى شویم. قرآن مانند گلستان با صفایى است که ما هر گلى از آن بچینیم و براى یک مرده بفرستیم او شاد مى شود. امّا این که خواندن سوره الرحمن و بعضى دیگر از سوره ها را براى هدیه به مرده ها بیشتر سفارش کرده اند، براى آن است که اثر بهترى دارند و براى مرده ها مفید ترند.

بهتر است چه سوره هایى را براى مرده ها بخوانیم؟
آن طور که مرحوم شیخ عبّاس قمى نوشته است، خواندن سوره هاى «الرحمن»، «یس»، «جمعه»، «قدر»، «قل هوالله احد»، «ناس»، «فلق»، «مُلک»، و نیز «آیة الکرسى» براى مرده ها بسیار ثواب دارد. البتّه اگر سوره ها و آیه هاى دیگر قرآن را هم بخوانید و به روح مرده ها هدیه کنید کار خوبى کرده اید.

چهار قل کدام سوره ها هستند و براى چه خوانده مى شوند؟
منظور از چهار قل سوره هاى کافرون، قل هوالله، فلق و ناس است که همه با کلمه قل (بگو) آغاز مى شوند و پس از بسم الله سوره، آیه هایى آمده که در اولشان کلمه قل وجود دارد. چهار آیه اوّل این سوره ها به ترتیب، این آیه هایند:
(قُلْ یا اَیُّهَا الْکافِرُونَ); «بگو اى کافران!»
(قُلْ هُوَ اللهُ اَحَد); «بگو که خدا یکتا و یگانه است.»
(قُلْ اَعُوذُ بِرَبِّ الْفَلَقِ); «بگو پناه مى برم به خداى صبحدم.»
(قُلْ اَعُوذُ بِرَبِ النّاسِ); «بگو پناه مى برم به پروردگار مردم.»
در حدیثى آمده است رسول خدا(صلى الله علیه وآله) در پاسخ کسى که دعایى براى در امان نگاه داشتن فرزند برادرش درخواست کرد فرمود: «چرا سوره هاى داراى قل را نمى خوانى که عبارتند از: «قل یا ایها الکافرون، قل هو الله احد، قل اعوذ برب الفلق و قل اعوذ برب الناس.»
آن کودک نیز تا آخر عمر به برکت خواندن این سوره ها از خطر در امان ماند.

http://www.maarefquran.net/fa/book/print

+ نوشته شده در  جمعه 11 اسفند1385ساعت 21:29  توسط سید محمد تقی مرتضوی زاده  | 

سؤالات فقهی در باره قرآن

سؤالات فقهی در باره قرآن

 

آیا دست زدن به قرآن اشکال دارد؟
اگر بدون وضو به جلد قرآن یا کناره هاى صفحه هاى قرآن که چیزى روى آن نوشته نشده دست بزنیم اشکالى ندارد، امّا براى دست زدن به آیه هاى قرآن حتماً باید وضو داشته باشیم.
البتّه اگر حواستان نبود و بىوضو به آیه هاى قرآن دست زدید نگران نباشید، چون عمداً این کار را نکرده اید گناهى براى شما نوشته نمى شود.

آیا اشکالى ندارد که قرآن را همیشه و در همه جا همراه داشته باشیم؟
همراه داشتن قرآن کریم کار خوبى است و هر جا که مى رویم مى توانیم آن را هم با خود ببریم، ولى باید مواظب باشیم که به این کتاب عزیز بى احترامى نشود. افراد زیادى هستند که قرآن کوچکى دارند و آن را در مدرسه، مسجد، کوچه، خیابان، فروشگاه و دانشگاه همراه خود مى برند. البتّه آنها بىوضو دست به آیه هاى قرآن نمى زنند، هنگام رفتن به دست شویى آن را روى زمین نمى گذارند، بلکه آن را در جیب لباس یا کیفشان قرار مى دهند، جلوى قرآن پا دراز نمى کنند و خلاصه آن که مواظبند که به این کتاب عزیز بى احترامى نشود.

آیات سجده دار کدامند و هنگام خواندن و شنیدن آیات سجده دار چه باید کرد؟
چهار آیه در چهار سوره قرآن وجود دارد که هر گاه یکى از این آیه ها را بخوانیم یا به آن گوش دهیم باید فوراً سر به سجده بگذاریم. این آیه ها عبارتند از:
1 ـ آیه 15 سوره سجده 2 ـ آیه 62 سوره نجم
3 ـ آیه 19 سوره علق 4 ـ آیه 37 سوره فصّلت
در سجده واجبى که به خاطر خواندن یا گوش دادن این آیه ها انجام مى دهیم، داشتن وضو، گذاشتن مهر، روبه قبله بودن و گفتن ذکر، واجب نیست. وقتى یکى از این آیه ها را خواندى، به سجده برو. همین مقدار براى انجام واجبى که بر عهده تو است، کفایت مى کند. البتّه این سجده ذکر مخصوصى هم دارد که گفتن آن مستحب است نه واجب.

چرا باید پس از خواندن آیه 15 سوره سجده، آیه 62 سوره نجم، آیه 19 سوره علق و آیه 37 سوره فصّلت به سجده برویم؟
این فرمان الهى هم مانند دیگر دستورهاى خدا حتماً دلیل و علّتى دارد. در آیات بسیارى از قرآن سخن از سجده براى خدا به میان آمده است. در هر جایى که سخن از سجده براى خدا به میان آمده به سجده برویم بسیار خوب است، امّا تنها خواندن و شنیدن این چهار آیه سجده واجب دارد. و دلیل آن روایاتى است که از معصومان(علیهم السلام) به ما رسیده است و همین روایات به ما دستور داده اند ما در این چهار سوره به آیات سجده که مى رسیم سر به سجده بگذاریم همان طورى که حکمت بسیارى از واجبات الهى براى ما معلوم نیست امّا ما موظّفیم بى چون و چرا آن را انجام بدهیم.

http://www.maarefquran.net/fa/book/print

+ نوشته شده در  جمعه 11 اسفند1385ساعت 21:28  توسط سید محمد تقی مرتضوی زاده  | 

سؤالاتی در باره شخصیت های قرآنی

سؤالاتی در باره شخصیت های قرآنی

 

آیا ذوالقرنین پیامبر الهى بوده است؟
قرآن کریم در آیات 83 تا 98 سوره کهف به بیان قصّه ذوالقرنین مى پردازد و او را مردى مؤمن، خداپرست، نیکوکار، مهربان و عدالت پیشه معرّفى مى کند، ولى درباره این که آیا او پیامبر بوده یا نه سخنى نمى گوید. بیشتر روایات و هم چنین اکثر مفسّران او را پیامبر نمى دانند.

حضرت لقمان را معرّفى کنید.
روایت هایى که درباره حضرت لقمان به دست ما رسیده اختلاف فراوانى با هم دارند. علاّمه مجلسى در کتاب بحار الانوار مى نویسد: لقمان از اهالى بربر بوده و زمانى که ده سال از حکومت داوود مى گذشته، به دنیا آمده و بیشتر عمر خود را در بیابان ها گذرانده و تا زمان حضرت یونس زنده بوده است.
بعضى او را چوپان، برخى خیّاط و عده اى نجّار دانسته اند. شاید هم در هر دورانى از زندگى به یکى از این کارها مى پرداخته است. او مدّتى از عمر خود را به بردگى گذراند، زیرا او را در کشور حبشه به اسارت گرفتند و به بیت المقدّس بردند. بیشتر روایت ها او را از پیامبران ندانسته و تنها وى را مردى حکیم و آگاه معرّفى مى کنند. مفسّران قرآن نیز همین نظریه را پذیرفته اند. سوره سى و یکم قرآن کریم به نام این مرد حکیم است و خدا در این سوره بخشى از سخنان حکیمانه او را نقل مى کند. در آیه 12 همین سوره، خدا در ستایش از لقمان مى فرماید: (وَ لَقَدْ آتَیْنا لُقْمانَ الْحِکْمَةَ); «مابه لقمان حکمت دادیم».

http://www.maarefquran.net/fa/book/print

+ نوشته شده در  جمعه 11 اسفند1385ساعت 21:27  توسط سید محمد تقی مرتضوی زاده  | 

سؤالاتی در باره قرآن شناسی

سؤالاتی در باره  قرآن شناسی

 

پیامبران حرف هاى خدا را چگونه دریافت مى کردند؟
 پیامبران براى دریافت فرمان خدا راه هاى بسیارى داشته اند: گاهى دستور خدا را در خواب مى دیده اند; مانند خواب حضرت ابراهیم(علیه السلام) که با دیدن آن فهمید که باید فرزندش را قربانى کند. گاهى فرمان خدا را از جبرئیل ـ که فرشته پیام رسان است ـ مى شنیده اند. گاهى هم پیامبرى از پیامبر دیگر دستور خدا را مى شنیده است و یا صدایى ایجاد مى شد و پیامبر را از پیام خدا باخبر مى ساخت; همان طور که حضرت موسى از دلِ یک درخت، صدایى شنید و از فرمان خدا باخبر گردید.

چرا به قرآن مى گویند کتاب آسمانى؟

این کتاب از آسمان که نیامده تا کتاب آسمانى باشد، بلکه پیامبر(صلى الله علیه وآله) آن را روى زمین براى مردم خوانده و به وسیله گروهى از مسلمانان در روى زمین نوشته شده است.
کتاب هایى که ما مى شناسیم دو گروه اند:

1ـ گروهى که به دست مردم روى کره زمین نوشته شده اند و نتیجه فکر و دانش مردم اهل زمین هستند; مانند کتاب هاى زیادى که شما مى شناسید و نام نویسندگان آنها را هم مى دانید.

2ـ دسته اى دیگر از کتاب ها که تعدادشان هم خیلى کم است و از طرف خدا بر پیامبران فرستاده شده و پیامبران هم آن کتاب ها را براى مردم خوانده اند; مانند قرآن و تورات و انجیل و... .
به این گروه دوّم کتاب هاى آسمانى مى گویند; یعنى کتاب هایى که از جایى بسیار بالاتر از فکر ما انسان ها یعنى از طرف خدا آمده اند. اگر مى گویند قرآن کتابى آسمانى است به علت آن است که همه سوره ها و آیه هاى آن حرف خداست. در کلمات بسیارى از نویسندگان مسلمان کلمه آسمان اشاره به مقام خداست و زمین اشاره به ما انسان ها. خدا همه جا هست، چه در آسمان و چه در زمین. عبارت «کتاب آسمانى» براى این است که ما بدانیم قرآن نوشته انسان نیست، بلکه پیام خداى بزرگ براى راهنمایى مردم است.

 معجزه حضرت محمّد چیست؟
پیامبر عزیز ما معجزه هاى زیادى داشته اند. هم بیماران را شفا مى دادند، هم با حیوانات سخن مى گفتند و هم ماه را در آسمان نصف کرده اند. امّا مهم ترین معجزه پیامبر ما قرآن کریم است. هیچ کس تا کنون نتوانسته سوره اى مانند سوره هاى قرآن بیاورد. در زمان پیامبر عدّه زیادى با شنیدن آیه هاى قرآن مسلمان مى شدند. براى همین بود که کافران از مسافرانى که به مکّه مى آمدند مى خواستند که در گوش خود پنبه بگذارند تا قرآن را نشنوند.

چرا قرآن را معجزه مى دانیم؟
معجزه کارى است که پیامبران انجام مى دهند تا به مردم بفهمانند که از طرف خداوند مهربان به پیامبرى برگزیده شده اند. مردم عادى که قدرت انجام دادن معجزه را ندارند با دیدن معجزه متوجّه مى شوند که پیامبران با خداى بزرگ توانا ارتباط دارند.
قرآن کریم هم معجزه است، زیرا مردم نمى توانند کتابى مانند آن بنویسند. دانشمندان مسلمان در این باره که چرا قرآن معجزه است تحقیقات زیادى کرده اند. قرآن ویژگى هایى دارد که هر کدام از آن ها مى تواند نشانه معجزه بودن این کتاب آسمانى باشد. توضیحات مختصرى درباره این ویژگى ها، معجزه بودن قرآن را براى شما نیز ثابت خواهد کرد:
1 ـ جمله ها و عبارت هاى قرآن کریم براى کسانى که با زبان عربى آشنایى دارند بسیار زیبا و دل نشین است. حتّى کافران هم از شنیدن آیه هاى قرآن لذّت مى بردند. تاکنون هیچ عرب زبانى نتوانسته مانند قرآن بگوید و بنویسد. پس، از این نظر قرآن معجزه است و معلوم مى شود که از طرف خداست.
2ـ قرآن کریم پیش گویى هایى کرده که نشان مى دهد این کتاب حرف انسان نیست; مثلا قرآن کریم شکست امپراتورى روم و نیز فتح مکّه را سال ها قبل از این دو حادثه خبر داد.
3ـ قانون هاى کامل قرآن، دلیل دیگر معجزه بودن قرآن کریم است. مى دانید که مردم سرزمین مکّه و کلاً کشور حجاز در روزگار حضرت محمّد(صلى الله علیه وآله) چه زندگى ذلّت بارى داشتند. قتل و غارت و جنگ و بدبختى زندگى را براى مردم آن دوران تلخ و دشوار کرده بود. در آن شرایط پیامبر(صلى الله علیه وآله) قرآن را آورد که قانون هاى آن باعث پیشرفت و سرافرازى همان مردم بیچاره شد.
4ـ از دیگر نشانه هاى معجزه بودن قرآن، مطالب علمى فراوانى است که قبل از آن که دانشمندان آنها را کشف کنند در قرآن آمده است. حرکت زمین، جاذبه زمین و گرد بودن زمین از جمله مطالبى است که قرآن به آنها اشاره کرده است.
البته اگر مى خواهید به معجزه بودن قرآن بیشتر و بهتر پى ببرید باید آشنایى بیشترى با این کتاب پیدا کنید. هر چه بیشتر درباره این کتاب عزیز مطالعه کنید، بهتر متوجّه مى شوید که این کتاب از طرف خداى بزرگ آمده است.

چرا قرآن معجزه پیامبر ما قرار داده شده نه دیگر پیامبران؟
در پاسخ قبلى گفتیم معجزه کارى است که پیامبران انجام مى دهند تا به مردم بفهمانند که از طرف خداوند برگزیده شده اند. انجام دادنِ معجزه براى افراد عادى و معمولى ممکن نیست. با توجّه به این نکته هر پیامبرى کارى را به عنوان معجزه انجام مى داد که مردم روزگارش در آن کار خیلى مهارت داشتند; مثلا در زمان حضرت عیسى(علیه السلام) که مردم مهارت زیادى در دانش پزشکى داشتند، خداوند معجزه حضرت عیسى(علیه السلام) را زنده کردن مردگان و شفا دادن کورها و خوب کردن بیمارهاى پوستى قرار داد. در زمان حضرت موسى(علیه السلام) هم که شعبده بازى و سحر و جادو خیلى زیاد بود، خدا حضرت موسى(علیه السلام) را به معجزه تبدیل عصا به اژدها مجهز کرد.
در زمان حضرت محمّد هم سخنرانى و شعر گفتن رواج زیادى داشت. مردم روزگار پیامبر(صلى الله علیه وآله) به گفتن شعرهاى زیبا و بیان سخنان هنرمندانه بسیار افتخار مى کردند. براى همین خدا قرآن کریم را معجزه پیامبر قرار داد که از گفتار هر شاعر و سخنران هنرمندى دل نشین تر است. مردم سرزمین حجاز که با اشعار و سخنان زیبا آشنایى داشتند به خوبى مى فهمیدند که قرآن کلام یک انسان نیست. آیه هاى قرآن آن قدر براى آنها دل نشین بود که حتّى دشمنان پیامبر(صلى الله علیه وآله) هم که دیگران را از شنیدن قرآن باز مى داشتند، خودشان به مسجد الحرام مى رفتند تا آیه هاى قرآن را بشنوند.
پس معجزه هر پیامبرى مناسب با شرایط دوران آن پیامبر بوده است، بنابراین با توجّه به شرایط مردم روزگار پیامبر، قرآن مناسب ترین معجزه بود و چون درس هاى قرآن تا قیامت مى تواند مورد استفاده مردم قرار گیرد و حرف هاى آسمانى آن در همه زمان ها راهنماى انسان هاست، قرآن هم معجزه اى ماندگار و ابدى است.
البتّه حضرت محمّد(صلى الله علیه وآله) معجزه هاى دیگرى هم داشته است; مانند نصف کردن ماه و سخن گفتن با حیوانات، ولى مهم ترین معجزه ایشان قرآن کریم است.

چرا خداوند قرآن را نازل کرده است؟
قرآن کریم در آیه هاى زیادى به این پرسش پاسخ داده است. در آیه 77 سوره نمل مى خوانیم که: (وَ اِنَّهُ لَهُدًى وَ رَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنینَ); «به درستى که قرآن براى مؤمنان هدایت و رحمت است.» قرآن آمده تا ما راه درست زندگى کردن را بیاموزیم و با عمل به گفته هاى این کتاب، بهشتى شویم.
فرض کنید شب در خانه همراه بقیه اهل خانه مشغول خوردن شام هستید که ناگهان برق مى رود و تاریکى همه جا را فرا مى گیرد. در آن تاریکى حرکت کردن خیلى سخت است. اگر در آن لحظه بخواهید به اتاق دیگرى بروید مى ترسید که مبادا بر اثر تاریکى، پایتان را اشتباهى روى پاى دیگران یا اسباب و اثاثیه خانه بگذارید. امّا اگر چراغ قوّه اى در دست بگیرید یا شمعى روشن کنید دیگر خیالتان راحت است، زیرا نور چراغ قوه را هر جا بخواهید مى اندازید و به راحتى مى توانید جلوى پایتان را ببینید. قرآن نیز مانند همان شمع و چراغ است که راه سعادت را به ما نشان مى دهد و با راهنمایى هاى خود کمک مى کند که ما به بهشت برویم. دلیل نازل شدن قرآن نیز همین است.

در قرآن درباره قرآن چه آمده است؟
اگر بخواهیم همه آیه هایى که درباره قرآن کریم نازل شده بنویسیم و آنها را توضیح بدهیم خیلى طول مى کشد. امّا براى آن که سؤال بى پاسخ نمانده باشد دو آیه را که تعریف بسیار خوبى از قرآن کرده اند مى نویسیم و اندکى توضیح مى دهیم. در آیه 77 سوره نمل مى خوانیم: (و انه لهدى و رحمة للمؤمنین); «به درستى قرآن براى مؤمنان هدایت و رحمت است.» هم چنین در آیه 15 سوره مائده آمده است: (قد جاءکم من الله نور و کتاب مبین); «از طرف خدا نور و کتاب آشکارى به سوى شما آمده است.» همان طور که از این دو آیه مى فهمیم قرآن آمده تا ما را به راه درست هدایت کند و با نور خود زندگى ما را روشنى بخشد.
براى فهم بهترِ این دو آیه مثالى مى زنیم. آیا تا به حال دقّت کرده اید که نور چه نقش مهمّى در حرکت ماشین ها در خیابان هاى شهر دارد. اگر چراغ هاى کنار خیابان خاموش باشند یا چراغ ماشین ها کار نکنند، تصادف هاى خیلى زیادى اتّفاق خواهد افتاد. به کمک نور چراغ هاست که ماشین ها راه خود را مى بینند و بدون برخورد با یکدیگر یا به در و دیوار شهر، راحت حرکت مى کنند. حرکت کردن بدون نور مانند آن است که راننده اى بخواهد با چشم بسته رانندگى کند. قرآن هم نور است و با استفاده از راهنمایى آن، راه درست زندگى کردن را یاد مى گیریم و از افتادن به جهنّم نجات مى یابیم. خداى مهربان قرآن را فرستاده تا ما با استفاده از آن، راه بهشت را بیابیم و اهل سعادت شویم.

چند حدیث درباره قرآن کریم بنویسید.
حدیث هاى مربوط به قرآن کریم بسیار زیادند. رسول خدا(صلى الله علیه وآله)، حضرت على(علیه السلام)، حضرت فاطمه(علیها السلام) و بقیّه چهارده معصوم سخنان ارزشمندى درباره قرآن فرموده اند که در این جا تنها ده حدیث از میان صدها حدیثى که وجود دارد بیان مى شود:
1ـ رسول خدا(صلى الله علیه وآله): اَصْدَقُ الْقَوْلِ وَاَبْلَغُ الْمَوْعِظَةِ وَاَحْسَنُ الْقِصَصِ کِتابُ اللهِ;
«راست ترین گفتار و رساترین پند و بهترین قصه، کتاب خداست.»
2ـ رسول خدا(صلى الله علیه وآله): خیرکم من تعلّم القرآن و علّمه;
«بهترین شما کسى است که قرآن را فرا گیرد و به دیگران بیاموزد.»
3ـ رسول خدا(صلى الله علیه وآله): نَوِّرُوا بُیُوتَکُمْ بِتَلاوَةِ الْقُرْآنِ;
«خانه هاى خود را با خواندن قرآن نورانى کنید.»
4ـ رسول خدا(صلى الله علیه وآله): عَلَیکَ بِتَلاوَةِ الْقُرآنِ عَلى کُلِّ حال;
«در همه حال قرآن بخوان.»
5ـ رسول خدا(صلى الله علیه وآله): اَلنَّظَرُ فِى الْمُصْحَفِ عَبادَةٌ;
«نگاه کردن به قرآن عبادت است.»
6ـ رسول خدا(صلى الله علیه وآله): اِنَّ الَّذى لَیْسَ فى جَوْفِهِ شَىٌْء مِنَ الْقُرآنِ کَالْبَیْتِ الْخَرابِ.
«کسى که چیزى از قرآن در دلش نیست (و آیاتى از آن را حفظ ندارد) مانند خانه خراب است.»
7ـ تَدَبَّرُوا آیاتِ الْقُرآنِ وَاعْتَبِرُوا بِهِ;
«در آیات قرآن فکر کنید و از آن پند گیرید.»

چرا مى گویند جواب تمام سؤال ها در قرآن آمده، در حالى که مى بینیم توضیح چیزهاى زیادى در قرآن نیست؟
دانشمندان به این سؤال دو پاسخ داده اند که هر دو را برایتان مى نویسیم:
الف ـ قرآن کریم کتاب هدایت است; کتابى است که راه درست زندگى کردن را به ما یاد مى دهد. اگر مى گویند همه چیز در قرآن آمده، یعنى هر چیزى که به هدایت انسان ها مربوط است در قرآن وجود دارد; مثلاً وقتى که مى گوییم در این فروشگاهِ موادّ غذایى، همه چیز هست، منظورمان این نیست که در این فروشگاه حتّى اتوبوس مسافربرى هم به فروش مى رسد، بلکه مى خواهیم بگوییم که همه موادّ خوردنى مثل برنج، نخود، ماکارونى و... در این فروشگاه وجود دارد. در قرآن کریم نیز هر چیزى که مربوط به هدایت انسان هاست وجود دارد. بنا بر این نباید توقّع داشته باشیم که درس حساب و هندسه و جغرافى هم در قرآن آمده باشد.
شاید بپرسید: چرا درباره همان چیز هایى که به هدایت ما انسان ها هم مربوط مى شود توضیح زیادى در قرآن نیامده است؟ مثلا چرا احکام روزه به طور کامل در قرآن نیست؟ پاسخ این سؤال هم روشن است. قرآن کریم پیامبر را به عنوان معلّم و آموزش دهنده آیات خود معرّفى کرده و توضیح بیشتر مطالب آیه ها را به آن بزرگوار سپرده است. اگر قرار بود که توضیح آیه هاى قرآن هم در قرآن بیاید، آن وقت این کتاب آسمانى به یک کتاب صد جلدى یا بیشتر تبدیل مى شد و همه مردم نمى توانستند آن را تهیّه کنند و بخوانند. پس اگر قرآن درباره مطالبى که بیان مى کند زیاد توضیح نداده دلیل نقص قرآن نیست. خدا راه هاى اصلى نجات را در این کتاب آسمانى بیان کرده و در یک مجموعه صد و چهارده سوره اى، کلیدهاى بهشت را در اختیارمان قرار داده است.
ب ـ پاسخ دیگرى که به سؤال بالا داده اند این است که: هر چند همه چیز در قرآن آمده است، ولى با توجّه به حجم کوچک قرآن، بسیارى از مطالب در آن وجود دارد که ما انسان هاى عادى آن را نمى فهمیم، امّا پیامبر(صلى الله علیه وآله وسلم) و امامان(علیهم السلام) مى توانند آنها را بفهمند.

چرا مردم روزگار پیامبر(صلى الله علیه وآله) حرف هاى آن حضرت را نمى پذیرفتند؟
البتّه این طور نبوده که هیچ کس سخن پیامبر(صلى الله علیه وآله) را نپذیرد; در بین مردم آن زمان هم انسان هاى حق طلبى بودند که به حضرت محمّد ایمان آوردند و حتّى در راه دین اسلام به شهادت رسیدند. حتماً نام سمیّه و یاسر را شنیده اید. این زن و مرد شجاع به رسول خدا(صلى الله علیه وآله) ایمان آوردند و به سببِ پایدارى بر ایمان خود به دست بت پرستان مکّه شهید شدند.
امّا اگر شنیده اید که کافران سرزمین مکّه سخن پیامبر(صلى الله علیه وآله) را قبول نمى کردند، دلایل مختلفى دارد. بعضى از آنها از سر نادانى مى خواستند راه پدران بت پرست خود را ادامه دهند. برخى دیگر مى ترسیدند با قبول دین اسلام از ریاست بر مردم محروم گردند. گروهى دیگرـ مانند بعضى از روحانیان یهودى و مسیحى ـ به حضرت محمّد حسادت مى کردند و به خاطر همین حسادت، ایمان نمى آوردند.

چرا خدا قرآن را به عربى نازل کرد؟
مى دانید که پیامبر ما حضرت محمّد(صلى الله علیه وآله) در سرزمین مکّه به پیامبرى برگزیده شد. زبان مردم مکّه و کشور حجاز عربى بود. به طور طبیعى اوّلین کسانى که قرآن را مى شنیدند عرب ها بودند. پس باید قرآن هم به زبان همان ها نازل مى شد. آیا تاکنون به ذهنتان آمده بود که چرا روزنامه هاى کشور ما، به زبان فارسى چاپ مى شوند؟ حتماً مى گویید چون اوّلین کسانى که این روزنامه ها را مى خوانند فارسى زبانند. رسول خدا(صلى الله علیه وآله) کار هدایت مردم جهان را از سرزمین مکّه آغاز کرد. اگر قرآن به زبان دیگرى بود پیامبر حتّى نمى توانست مردم اطراف خودش را هدایت کند تا چه رسد به دیگر ملّت ها. ضمناً زبان عربى ، زبانى است که به خاطر داشتن واژه هاى فراوان مى تواند معناى دلخواه گویندگان را بهتر روشن سازد . خدا این زبان را براى هدایت مردم انتخاب کرده تا پیام او به روشنى به دست مردم برسد.

اوّلین سوره اى که بر پیامبر نازل شد چه بود؟
به نظر بیشتر دانشمندان مسلمان، اوّلین سوره اى که بر پیامبر نازل شد سوره علق است. این سوره در غار حراء در شهر مکّه بر پیامبر نازل شده است. سوره علق 19 آیه دارد و یکى از سوره هاى داراى سجده واجب است. در ترتیب کنونى قرآن، این سوره قبل از سوره قدر قرار دارد و سوره نود و ششم است.

: با آن که اوّلین سوره نازل شده سوره علق است، پس چرا سوره حمد در اول قرآن قرار دارد؟
: باید بدانیم که ترتیب و چینش کنونى سوره هاى قرآن با ترتیب نزول آن متفاوت است. همان گونه که ترتیب نزول سوره ها بى دلیل نیست، ترتیب و چینش سوره ها هم بى دلیل نمى باشد.
با توجه به معنا و محتواى سوره حمد، مى فهمیم که این سوره چکیده اى از مطالب همه قرآن است و شاید به همین مناسبت در آغاز قرآن قرار گرفته است.

آخرین سوره اى که بر پیامبر(صلى الله علیه وآله) نازل شد کدام سوره بود؟
آخرین سوره اى که از طرف خدا بر حضرت محمّد(صلى الله علیه وآله) نازل شد سوره «نصر» بود. این سوره در مدینه نازل شد و داراى سه آیه است. سوره نصر صد و دهمین سوره قرآن است.

کدام سوره دو بار بر پیامبر(صلى الله علیه وآله) نازل شده است؟ چرا؟
نام این سوره، حمد است که یک بار در مکّه و یک بار دیگر هم در مدینه بر پیامبر(صلى الله علیه وآله)نازل شده است. دو بار نازل شدن این سوره نشانه اهمیّت زیاد آن است. اگر در معناى آیه هاى سوره حمد دقّت کنید در مى یابید که مهم ترین پیام هاى دین اسلام در این سوره بیان شده است. خداشناسى، یاد روز قیامت، بندگى خدا و یارى خواستن از او، دعا براى هدایت شدن، توجه به راه درست زندگى و شناخت راه انحراف از جمله مطالب مهمى است که در این سوره مى توان یافت.
از قرار گرفتن این سوره در اوّل قرآن و واجب بودن خواندن آن در هر نماز هم مى توانیم بفهمیم که خدا اهمیت زیادى به این سوره داده است.

بزرگ ترین سوره اى که یک جا نازل شده کدام سوره است؟
بیشتر سوره هاى قرآن کریم، مخصوصاً سوره هاى بزرگ قرآن مانند بقره، مائده و... یک جا بر رسول خدا(صلى الله علیه وآله) نازل نشده اند; یعنى هر بخش از آیه هاى آنها در زمان و مکان و شرایط خاصى نازل گشته اند. امّا برخى از سوره ها هم یک جا نازل شده اند; مثل سوره حمد، اخلاص، کوثر، ناس و انعام. در بین این گروه از سوره ها، سوره انعام بزرگ ترین سوره است، زیرا هم تعداد آیه هایش زیاد است و هم تعداد کلماتش. سوره انعام 165 آیه دارد و از سوره هایى است که در مکّه نازل شده است. در ترتیب کنونى قرآن این سوره ششمین سوره است.

چرا قرآن یک باره بر پیامبر(صلى الله علیه وآله) نازل نشد؟
این مسئله دلایل گوناگونى دارد که تنها به برخى از آنها اشاره مى کنیم:
1ـ مردم روزگار پیامبر(صلى الله علیه وآله) بت پرست بودند و با احکام دین و اخلاق الهى هیچ گونه آشنایى نداشتند. آنان دخترانشان را زنده به گور مى کردند، به نظافت و بهداشت اهمیّت نمى دادند، به شکل بى رحمانه اى با یکدیگر مى جنگیدند، از علم و دانش بى بهره بودند، به زنان هیچ ارزشى نمى دادند و خلاصه آن که زندگى شان بسیار پست و نادرست بود. اگر قرآن و دستورهاى خدا یک جا نازل مى شد، این مردم قبول نمى کردند، لذا خدا آیات قرآن را به تدریج نازل کرد تا مردم را آهسته آهسته از بدى ها و زشتى ها جدا کند.
2ـ وقتى آیات قرآن بر پیامبر(صلى الله علیه وآله) نازل مى شد و رسول خدا(صلى الله علیه وآله) براى مسلمانان مى خواند، آنها به لطف و رحمت خدا دل گرم مى شدند و بر ایمانشان افزوده مى شد. فرض کنید شما دوست مهربانى دارید که هر ماه یک بار براى شما نامه مى نویسد و حالتان را مى پرسد و با این کار، شما را خوشحال مى کند. آیا هیچ دوست داشتید که او به جاى آن که هر ماه یک نامه بنویسد، یک باره ده ها نامه برایتان پست کند؟ نازل شدن قرآن در زمان پیامبر نیز همین طور بود. هر بار آیه اى نازل مى شد، مسلمانان خوشحال مى شدند و روحیه تازه اى مى گرفتند.
3ـ هر کدام از آیه هاى قرآن مربوط به یک موضوع و مطلب مشخّصى است; مثلا آیاتى از قرآن مربوط به جنگ بدر، آیاتى مربوط به ماجراى غدیر خم، آیاتى درباره برخورد با منافقان و دیگر آیات هم درباره مسائل دیگرى است. به نظر شما اگر آیه هاى مربوط یه جنگ بدر قبل از جنگ بدر نازل مى شد مناسب بود؟ امّا وقتى حادثه اى اتّفاق مى افتاد و همه منتظر بودند که سخن خدا را درباره آن بشنوند، قطعاً تأثیر بیشترى بر مردم آن زمان مى گذاشت.

چرا قرآن فقط در مکّه یا فقط در مدینه نازل نشده است؟
مى دانید که آیه هاى قرآن در طول 23 سال بر پیامبر نازل شده است. از این 23 سال، رسول خدا(صلى الله علیه وآله) سیزده سالش را در مکّه و ده سالش را هم در مدینه زندگى کرده اند. پس به طور طبیعى زمانى که ایشان در مکّه بوده اند آیات قرآن در مکّه نازل شده و مدّتى که در مدینه بوده اند، آیات قرآن نیز همان جا بر حضرت نازل شده است.

چه ارتباطى بین «بسم الله الرحمـن الرحیم» و تعداد کلّ حروف قرآن و تعداد سوره ها وجود دارد؟
چنین ارتباطى مورد قبول بسیارى از دانشمندان مسلمان نیست. امّا آنها که به این ارتباط معتقدند دلایلى دارند که بعضى را بیان مى کنیم:
این عدّه مى گویند تعداد حروف «بسم الله الرحمـن الرحیم» 19 حرف و تعداد سوره هاى قرآن 114 سوره است که مى توان آن را بر نوزده تقسیم کرد ( 6= 19
ï114) مى بینید که 114 به راحتى بر عدد 19 تقسیم مى شود; همان طور که مثلا عدد 6 بر 2 قابل تقسیم است. هم چنین تعداد حروف مقطعه با حذف تکرارى ها 19 مورد است. در سوره هاى قرآن هم نمونه هاى دیگرى از ارتباط اعداد با عدد 19 که تعداد حروف بسم الله است مى بینیم; مثلا در سوره «ق» 57 بار حرف «ق» تکرار شده که قابل تقسیم بر 19 است. (3 = 19 ï57
)
تأکید مى کنیم که این مطلب هنوز مورد قبول مفسّران قرآن کریم قرار نگرفته است و دلایل زیادى بر نادرستى این ارتباط بیان مى کنند; مثلا وقتى حروف «بسم الله الرحمن الرحیم» را مى شماریم 20 حرف مى شود نه 19 حرف، مگر آن که کلمه الرحمن را به این شکل الرحمن بنویسیم.

حروف مقطّعه چیستند؟
حروف مقطّعه حروفى هستند که در چندین سوره از قرآن کریم آمده اند و باید آنها را جدا جدا و حَرفْ حَرفْ خواند; مثلاً «الم» را باید به این صورت بخوانیم: الف ـ لام ـ میم و «یس» را باید این طور خواند: یا ـ سین.
درباره معناى این حروف نظرهاى مختلفى وجود دارد. بسیارى از مفسّران قرآن کریم این حروف را رمزى بین خدا و پیامبر(صلى الله علیه وآله) مى دانند که آگاهى از آن رمز براى انسان هاى عادى ممکن نیست.

چند سوره از قرآن کریم با حروف مقطّعه آغاز مى شوند؟
تعداد سوره هایى که با حروف مقطعه شروع مى شوند 29 سوره است که عبارتند از:
بقره، آل عمران، عنکبوت، روم، لقمان و سجده ـ که با «الم» آغاز مى شوند.
اعراف ـ که با «المص» شروع مى شود.
یونس، هود، یوسف، ابراهیم و حجر ـ که با «الر» شروع مى شوند.
رعدـ که در آغازش «المر» آمده است.
مریم ـ که «کهیعص» آغازگر آن است.
طه ـ که با «طه» شروع مى شود.
شعراء وقصص ـ که با «طسم» آغاز مى گردند.
نمل ـ که «طس» اولش آمده است.
ص ـ که با«ص» شروع مى شود.
مؤمن، فصّلت، شورى، زخرف، دخان، جاثیه و احقاف ـ که با «حم» آغاز مى شوند.
ق ـ که با حرف «ق» شروع مى شود.
و قلم ـ که با حرف «ن» آغاز مى گردد.

آیا حضرت محمّد(صلى الله علیه وآله) خودش قرآن را مى نوشت؟
رسول خدا(صلى الله علیه وآله) در دوران پیامبرى خود هرگز چیزى ننوشت. آن حضرت آیه هاى قرآن را براى مردم مى خواند و گروهى از آنان که سواد داشتند، قرآن را بر روى پوست حیوانات و مانند آن مى نوشتند. این گروه در تاریخ به «کاتبان وحى» شهرت دارند که حضرت على(علیه السلام) یکى از آنان است. باید توجّه داشته باشید که هر چند پیامبر هرگز چیزى ننوشت، بى سواد نبود. آن حضرت، هم مى توانست بخواند و هم مى توانست بنویسد، ولى براى آن که مردم گمان نکنند قرآن نوشته خود آن حضرت است هرگز چیزى ننوشت. پس اگر پیامبر قلم به دست نگرفت به خاطر بى توجّهى به علم و دانش نبود، بلکه مى خواست به مردم بفهماند که قرآن از طرف خداست نه نوشته یک انسان.

نوشتن قرآن از چه زمانى آغاز شد؟
هرگاه آیه هاى قرآن بر حضرت محمد(صلى الله علیه وآله) نازل مى شد، آن بزرگوار براى مردم مى خواند و بعضى از کسانى که سواد خواندن و نوشتن داشتند آیه هاى قرآن را مى نوشتند. پس نوشتن قرآن از زمان خود رسول خدا(صلى الله علیه وآله) آغاز شد. کسانى که آیه هاى قرآن را پس از پیامبر(صلى الله علیه وآله) مى نوشتند به «کاتبان وحى» (نویسندگان وحى) شهرت دارند. برجسته ترین فرد این گروه حضرت على(علیه السلام) است.

: کاتبان وحى چه کسانى بودند؟
: کلمه «کاتب» در زبان عربى به معناى «نویسنده» است. کاتبان وحى کسانى بودند که هر بار آیه اى بر پیامبر(صلى الله علیه وآله) نازل مى شد، آن را با وسایل مخصوص آن زمان مى نوشتند. تعداد این افراد در زمان حضرت محمّد(صلى الله علیه وآله) خیلى کم بود، زیرا اکثر مردم در آن روزگار بى سواد بودند و خواندن و نوشتن نمى دانستند. حضرت على(علیه السلام) یکى از همین کاتبان وحى بود. از دیگر افراد این گروه مى توانیم به زید بن ثابت، ابان بن سعد و اُبىّ بن کعب اشاره کنیم.

آیا قرآنى که ما مى خوانیم همان است که بر پیامبر(صلى الله علیه وآله وسلم) نازل شده و هیچ تغییرى در آن صورت نگرفته است؟
درباره موضوع این سؤال دانشمندان مسلمان کتاب هاى زیادى نوشته اند و ثابت کرده اند که قرآن کریم هرگز تغییر نکرده و کم و زیاد نشده است. آنان براى این حرف دلیل هاى فراوانى دارند که در این جا فقط به سه مورد اشاره مى شود:
1 ـ در آیه 9 سوره حجر مى خوانیم: «ما قرآن را نازل کردیم و خودمان از آن نگهدارى مى کنیم.» از این آیه به خوبى مى فهمیم که خداى بزرگ و توانا قرآن را از هر گونه تغییر و کم و زیاد شدنى حفظ مى کند و کسى نمى تواند این کتاب آسمانى را تغییر دهد.
2 ـ حدیث هاى زیادى از حضرت محمّد و امامان بزرگوارمان وجود دارد که با توجّه به آنها معلوم مى شود که قرآن کریم هرگز عوض نشده است.
3 ـ مى دانید که امامان عزیز ما و شاگردان آنها و نیز دانشمندان بزرگ مسلمان براى دین اسلام تلاش هاى زیادى کرده اند. اگر کسى مى خواست قرآن را عوض کند و به دل خواه خود تغییر دهد، آیا این بزرگواران اجازه چنین کار نادرستى را به او مى دادند؟! حالا که مى بینیم آنها حرفى از تغییر قرآن بر زبان نیاورده اند مى فهمیم که کسى آیات قرآن را دست کارى نکرده است.

چرا به قرآن، مجید و کریم مى گویند؟
مجید به معناى با شکوه و با عظمت و کریم به معناى شریف و بزرگوار است. این دو کلمه از صفات قرآن هستند که خود قرآن نیز خود را به این دو نام خوانده است. اگر مى گوییم قرآن مجید یا قرآن کریم به خاطر آن است که این کتاب، چون سخن خداست بسیار با عظمت و در عین حال شریف و با ارزش است. کسانى هم که به دستورهاى این کتاب عمل کنند به بزرگى و شرافت مى رسند.
البتّه قرآن نام ها و صفت هاى دیگرى هم دارد که هر کدام از آنها بیانگر یکى از ویژگى هاى این کتاب بزرگ است.

نامِ سوره ها چگونه انتخاب شده اند؟
سوره هاى قرآن کریم در زمان رسول خدا(صلى الله علیه وآله) داراى نام هایى بوده که از طرف خداوند مشخّص شده بوده اند. گاهى هم خود مردم یا دانشمندان مسلمان براى سوره ها نام هایى انتخاب کرده اند. در هر حال براى انتخاب نام سوره هاـ چه نام هایى که خدا قرار داده و چه نام هایى که مردم برگزیده اندـ مناسبت هاى مختلفى وجود داشته که بعضى از آنها عبارتند از:
1 ـ نام گذارى سوره با توجه به کلمه یا کلماتى که اوّل یک سوره آمده است; مانند سوره «طه» و سوره «قل هو الله احد».
2 ـ نام گذارى با توجّه به نام شخصى که در آن سوره از او سخن گفته شده است; مانند سوره «یوسف» و سوره «لقمان».
3 ـ نام گذارى سوره با توجّه به موضوعى که در آن سوره آمده و در دیگر سوره ها نیامده یا در آن سوره به شکل کامل ترى آمده است; مانند سوره نحل (زنبور عسل) که در آن از این حیوان پر فایده سخن گفته شده است.

نام هاى دیگر سوره حمد را بنویسید.
این سوره نام هاى زیادى دارد که چهار نام آن را یادآور مى شویم: که انتخاب هر کدام از این نام ها دلیلى داشته است: چون این سوره با حمد و ستایش خدا آغاز مى شود سوره «حمد» نام گرفته است; به دلیل آن که در آغاز قرآن آمده به آن «فاتحة الکتاب» (آغاز گر کتاب خدا) مى گویند; از آن جا که خواندن این سوره براى شفاى بیماران بسیار مفید است سوره «شفا» نیز نامیده شده است. «امّ القرآن» (اصل و اساس قرآن) هم نام دیگر این سوره است که به خاطر بیان مطالب اصلى قرآن در این سوره چنین نامى برایش انتخاب کرده اند.

چرا به سوره هایى که در قرآن سجده واجب دارد «عزائم» مى گویند؟ نام هاى این سوره ها را بنویسید؟
عزائم جمع عزیمه به معناى واجب است. چون در این سوره ها سجده واجب وجود دارد به آنها عزائم گفته اند. این سوره ها که به سوره هاى سجده دار معروفند عبارتند از سوره سجده (آیه 15)، سوره نجم (آیه 62)، سوره علق (آیه آخر) و سوره فصّلت (آیه 37).
اگر هنگام خواندن قرآن به این سوره ها رسیدید و آیه سجده این سوره ها را خواندید، باید به سجده بروید. در این سجده گفتن ذکر، داشتن وضو و رو به قبله بودن واجب نیست.

به کدام سوره هاى قرآن زَهْراوان گفته مى شود؟
زَهراء در زبان عربى به معناى نورانى و درخشنده است و زَهْراوان (دو زهراء) به معنى دو نورانى و دو درخشنده است. رسول خدا(صلى الله علیه وآله) سوره بقره و آل عمران را زهراوان نامیده و درباره این دو سوره فرموده است: «سوره بقره و سوره آل عمران را یاد بگیرید، زیرا آنها دو سوره نورانى هستند و در قیامت بر کسى که آنها را بداند، مانند دو ابر سایه مى اندازند.» این حدیث در تفسیر ارزشمند مَجمَع البیان آمده است.

چرا سوره عنکبوت را بدین نام خوانده اند؟
اگر آیه 41 این سوره را بخوانید پاسخ خود را خواهید گرفت. در قرآن دو بار کلمه عنکبوت آمده که هر دو بارش هم در همین آیه است. آیا تا حال خانه عنکبوت را دیده اید یا نه؟ این حیوان کوچک خانه اش را از تارهاى سست و نرمى که خودش مى بافد، درست مى کند. خانه عنکبوت آن قدر نرم است که با کوچک ترین فشار دست از بین مى رود. خدا در آیه 41 سوره عنکبوت کسانى را که به جاى پرستش خدا بت پرستى مى کنند، به عنکبوتى تشبیه مى کند که در خانه سست و نابود شدنى اش قرار دارد. خدا در این آیه مى خواهد بگوید که بت پرستى مانند پناه بردن به خانه عنکبوت است. انسان عاقل نباید چنین جاى سستى را پناه گاه خود سازد. البتّه این آیه فقط مربوط به بت پرست ها نیست. هر کس در زندگى به جاى تکیه بر خدا و توکّل بر او به دیگران امید ببندد، او نیز مانند کسى است که لانه عنکبوت را پناه گاه خود ساخته است. تنها باید به خدا امید بست و به قلعه محکم خدا پناه برد.

عروس قرآن کدام سوره است و چرا به آن عروس قرآن مى گویند؟
پاسخ این پرسش سوره الرحمـن ـ پنجاه و پنجمین سوره قرآن ـ است. در حدیثى از رسول خدا آمده است که: «عروس قرآن سوره الرحمن است.»
اگر سوره الرحمـن را بخوانید در مى یابید که این سوره بیانگر نعمت هاى فراوان خدا و نیز زیبایى هاى جهان هستى است و جمله هاى آن هم بسیار خوش آهنگ و گوش نواز است.
یعنى این سوره از دو جهت زیباست: یکى آن که سخن از زیبایى هاى جهان مى گوید و دیگر آن که جمله هایش آهنگ زیبایى دارد. براى همین در میان دیگر سوره ها به عروسى مى ماند که هم چهره اش زیباست و هم لباس زیبایى به تن کرده است.

قلب قرآن کدام سوره است و چرا قلب قرآن نام گرفته است؟
پاسخ این پرسش سوره یس ـ سى و ششمین سوره قرآن ـ است. رسول خدا(صلى الله علیه وآله)در حدیثى فرموده اند: «هر چیز قلبى دارد و قلب قرآن سوره یس است.»
آیا مى دانید کار قلب در بدن چیست؟ قلب با تپیدن خود، خون را به تمام قسمت هاى بدن مى رساند و باعث مى شود زندگى انسان ادامه پیدا کند. اگر قلب ما از حرکت باز ایستد، مى میریم. پس قلب با تمام کوچکى اش ـ که تقریباً به اندازه یک مشت دست هر انسان است ـ از مهم ترین قسمت هاى بدن است که بدون آن زندگى انسان ادامه نمى یابد. اگر به سوره یس هم قلب قرآن گفته اند شاید به علت آن است که مهم ترین اصول اسلام در این سوره آمده و سه بحث مهم خداشناسى، نبوّت و قیامت در کنار هم ذکر شده اند.
یعنى در این سوره خلاصه اصلى ترین مسائل اعتقادى ما مسلمانان بیان شده است که بدون آنها اصلاً اسلام معنا ندارد. البتّه این سه اصل در سوره هاى دیگرى هم آمده است، امّا این سوره در حجم بسیار کمى (تقریباً شش صفحه) به توضیح این سه اصل پرداخته است.

علت نامگذارى یکى از سوره ها به «مجادله» چیست؟
کلمه مجادله در زبان عربى به معناى بحث و گفت و گو و نیز داد و فریاد کردن است. در آغاز سوره مجادله، ماجراى زنى آمده که خدمت پیامبر رسید و در شکایت از شوهرش به گفت و گو با پیامبر پرداخت; یعنى این زن با پیامبر مجادله کرد و به خاطر یک مسئله خانوادگى از همسر خود گله و شکایت نمود. براى همین است که این سوره را «مجادله» نامیده اند.
این سوره در مدینه نازل شده و 22 آیه دارد. سوره مجادله پنجاه و هشتمین سوره قرآن است.

چرا جزء سى ام را «عمّ جزء» مى گویند؟
جزء سى ام قرآن با سوره نبأ آغاز مى شود. اوّلین آیه سوره نبأ آیه «عَمَّ یَتَساءَلُونَ» است. پس جزء سى با کلمه «عمّ» شروع مى شود. براى همین، این جزء را «عمّ جزء» مى گویند; جزئى که اوّلش کلمه «عمّ» آمده است.

نام هاى دیگر سوره توحید چیست؟
بعضى از سوره ها دو نام و حتّى بیشتر از دو نام دارند; مثلاً به سوره توبه، برائت هم مى گویند و از سوره انسان با نام «دهر» و «هل اتى» هم اسم مى برند. سوره توحید نیز از همین سوره هایى است که چند نام دارد. به این سوره، سوره اخلاص و سوره «قل هو الله احد» هم مى گویند. هر کدام از این نام ها دلیلى دارد. به این سوره، توحید مى گویند چون در آن سخن از توحید و یکتا پرستى است، آن را اخلاص نامیده اند چون خداشناسى خالص و نابى را به ما مى آموزد و به آن «قل هو الله احد» گفته مى شود براى آن که با همین جمله شروع مى شود.

چرا قرآن را به سى جزء و صد و بیست حزب تقسیم کرده اند؟
از آن جا که برخى از مسلمانان مى خواستند هر ماه یک بار کل قرآن را بخوانند، آن را به سى جزءـ به تعداد روزهاى ماهـ تقسیم کردند. ولى چون خواندن همه قرآن در یک ماه براى خیلى ها سخت بود، هر جزء را هم به چهار قسمت مساوى که حزب مى گویند تقسیم نمودند.
تقسیم به جزء و حزب بر اساس تعداد آیه ها نیست، بلکه بر اساس مقدار کلمات و عبارت هاى این تقسیم صورت گرفته است; مثلاً در قرآن هاى عثمان طه هر جزء تقریبا بیست صفحه و هر حزب حدوداً پنج صفحه است.
این دو نوع تقسیم در زمان رسول خدا(صلى الله علیه وآله) وجود نداشته و پس از آن حضرت ایجاد شده است.

اوّلین مترجم قرآن چه کسى بود؟
اوّلین مترجم قرآن کریم سلمان فارسى بود. او با اجازه پیامبر(صلى الله علیه وآله) سوره حمد را به فارسى ترجمه کرد، تا فارسى زبانان بتوانند با معناى این سوره آشنا شوند.

تفسیر قرآن چیست؟
تفسیر یعنى توضیح و شرح آیه هاى قرآن. حتماً در کلاس درس دیده اید که معلّمان دل سوز شما چگونه مطالب کتاب را برایتان توضیح مى دهند. آنها براى یاد دادن یک درس، ساعت ها حرف مى زنند و جمله به جمله کتاب را به شاگردان خود مى آموزند. تفسیر قرآن تقریباً شبیه کارى است که معلّم ها در کلاس انجام مى دهند. مفسّر قرآن معناى دقیق آیه را بیان مى کند، ارتباط هر آیه را با آیه هاى دیگر روشن مى سازد، درباره هر کلمه از هر آیه توضیح مى دهد، زمان و مکان نازل شدن آیه را بررسى مى کند و خلاصه آن که مثل یک معلّم، قرآن را به دیگران مى آموزد.
شما مى توانید بخشى از یک تفسیر فارسى را بخوانید تا با معناى تفسیر بهتر آشنا شوید.

: بعضى از تفسیرهاى خوب را معرّفى کنید.
: تعداد تفسیرهاى خوب و خواندنى که دانشمندان مسلمان نوشته اند، بسیار زیاد است. تفسیر نمونه نوشته آیة الله مکارم شیرازى به خاطر نظم در بیان مطالب و متن روان آن براى استفاده دانش آموزان و دانشجویان مناسب تر است. هم چنین تفسیر المیزان نوشته مفسّر بزرگ، علامه طباطبائى تفسیر بسیار خوبى است که همواره مورد توجّه دانشمندان بوده است.
اگر دوست دارید تفسیر قرآن بخوانید، خوب است با کتاب هاى تفسیرى آقاى قرائتى شروع کنید. آقاى قرائتى براى جوانانِ علاقه مند به قرآن، کتاب هاى تفسیرى کوچک و مفیدى نوشته که براى آشنایى با تفسیر مناسب اند.

با آن که نام حضرت فاطمه(علیها السلام) در سوره کوثر نیامده، پس چرا مى گویند این سوره درباره آن حضرت است؟
براى آن که بدانیم آیه یا سوره اى درباره کسى نازل شده، لازم نیست که نام آن شخص هم در آن آیه یا سوره آمده باشد; مثلا سوره «هل اتى» درباره حضرت على و حضرت فاطمه و فرزندان آنان نازل شده است، ولى نامى از آنها به میان نیامده است. در آن سوره، قرآن کریم از کار خداپسندانه آنان که افطار خود را به فقیر و یتیم و اسیر دادند یاد مى کند، ولى اسم نمى برد. مفسّران قرآن در کتاب هاى خود توضیح مى دهند که هر آیه و سوره اى درباره چه کسانى نازل شده است.
سوره کوثر نیز همین طور است. خدا در این سوره مى فرماید: «اى پیامبر مابه تو کوثر (خیر زیاد) را عطا کردیم.» بسیارى از مفسّران شیعه و سنّى معتقدند که منظور از کوثر، حضرت فاطمه است که نسل پیامبر(صلى الله علیه وآله) به وسیله او ادامه پیدا کرد. سیّد هایى که در دنیا وجود دارند، همه از نسل حضرت فاطمه اند. خدا به حضرت محمّد(صلى الله علیه وآله) پسر نداد، ولى به او دخترى داد که از نسل او هزاران عالم و دانشمند و مجاهد به وجود آمده اند. امام خمینى، علّامه طباطبائى، آیة الله خامنه اى و بسیارى دیگر از خوبان که شما مى شناسید از نسل حضرت زهرا(علیها السلام) هستند. پس سوره کوثر بدون آن که نام حضرت فاطمه را بیاورد به آن حضرت مربوط است.

http://www.maarefquran.net/fa/book/print

+ نوشته شده در  جمعه 11 اسفند1385ساعت 21:27  توسط سید محمد تقی مرتضوی زاده  | 

معماگونه های قرآنی

معماگونه های قرآنی

 

مادرِ قرآن کدام سوره است؟
 مادرِ قرآن ترجمه کلمه عربى «امّ القرآن» است. درست است که کلمه «امّ» به معناى «مادر» است، امّا «امّ» معناهاى دیگرى هم دارد. یکى از معناهاى «ام» اصل و اساس است. ترجمه «امّ القرآن» به «اصل و اساس قرآن» بهتر است. «امّ القرآن» لقب سوره «حمد» است.
به خاطر آن که در سوره حمد اصلى ترین و اساسى ترین مطالب قرآن آمده، این سوره را «امّ القرآن» نامیده اند. در این سوره، هم خداى مهربان معرّفى شده، هم از قیامت سخن به میان آمده و هم راه درست زندگى در دنیا بیان شده است. این سه مطلب اساس همه سوره ها و آیه هاى قرآن است. پس مى بینید که انتخاب لقب «امّ القرآن» (اصل و اساس قرآن) براى سوره حمد کار درستى بوده است.

کدام سوره قرآن نام یکى از شهرهاى شمالى کشورمان هم هست؟
پاسخ این پرسش بیست و چهارمین سوره قرآن است که سوره «نور» نام دارد. حتماً نام مجاهد شهید آیة الله شیخ فضل الله نورى را شنیده اید. او از مردم همین شهر نور بود. شهر نور در استان مازندران قرار دارد.
امّا آیا مى دانید که چرا این سوره را نور نامیده اند؟ زیرا در آیه سى و پنجم آن مى خوانیم که: (اَللهُ نُورُ السَّماواتِ وَالاَْرْضِ); «خدا نور آسمان ها و زمین است.» چون این آیه خیلى مهم و مشهور بوده، کل سوره را سوره نور نامیده اند.

کدام سوره است که یک آیه آن 31 بار تکرار شده است؟
پاسخ، سوره «الرَّحْمنِ»ـ سوره پنجاه و پنجم قرآن ـ است. آیه سیزدهم این سوره که مى فرماید: (فَبِأَىِ آلاءِ رَبِّکُما تُکَذِّبانِ) 31 بار تکرار شده است.
در این سوره خدا به بیان نعمت هایش مى پردازد و پس از هر نعمتى انسان ها و جنّیان را مورد خطاب قرار داده و مى فرماید: (فَبِأَىِ آلاءِ رَبِّکُما تُکَذِّبانِ); «پس کدامین نعمت پروردگارتان را دروغ مى شمارید.» علّت این که آیه سیزدهم 31 بار تکرار شده نیز همین است.

کدام سوره قرآن نام یک فلز است؟

 پاسخ، سوره پنجاه و هفتم قرآن یعنى سوره حدید است.
حدید در زبان عربى به معناى آهن است. مى دانید چرا این سوره را حدید نامیده اند؟ اگر آیه 25 این سوره را بخوانید پاسخ این پرسش را هم خواهید دانست. در این آیه خدا از آهن به عنوان فلزّى محکم و بسیار سودمند یاد مى کند.

«زن امتحان شده» نام کدام سوره است؟
شصتمین سوره قرآن یعنى سوره «ممتحنه» به معناى «زن امتحان شده» است. مى دانید چرا این سوره را ممتحنه نامیده اند؟ با دقّت در آیه 10 این سوره علّت انتخاب نام ممتحنه را خواهید دانست.

کدام سوره است که نام اسلحه دانشمند است؟
پاسخ، سوره شصت و هشتم قرآن ، یعنى سوره قلم است. قلم، اسلحه دانشمندان در مبارزه با جهل و نادانى است. دانشمندان با کتاب هایى که مى نویسند به جنگ نادانى مى روند و نمى گذارند مردم اسیر آن شوند.
خدا در آغاز سوره قلم، به قلم و نوشته هایى که با آن ایجاد مى شوند، سوگند یاد مى کند، این نشانه اهمیتى است که قرآن به علم و دانش مى دهد. البتّه باید بدانید که قلم و نوشته اى ارزش دارد که در خدمت سعادت انسان ها باشد; مثلاً اگر آدم پلیدى در کتابش به پیامبر عزیز ما تو هین کرد، نوشته او نه تنها احترام ندارد، بلکه باید آن را نابود کرد.

کدام موجود زنده است که نه انسان است و نه حیوان و نه فرشته و یکى از سوره هاى قرآن نیز به نام اوست؟
پاسخ این سؤال سوره جنّ ـ هفتاد و دوّمین سوره قرآن ـ است. در این سوره سخن از گروهى از جنّیان به میان آمده که با شنیدن آیات قرآن که از سوى پیامبر خوانده مى شد، به قرآن ایمان آوردند و راه هدایت را برگزیدند. به همین سبب، این سوره، جن نامیده شده است.

در کدام سوره است که فقط در «بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ» آن حرف «میم» آمده است؟
پاسخ این پرسش سوره کوثر است. سوره اى که به نظر بسیارى از مفسّران قرآن کریم درباره حضرت فاطمه زهرا(علیها السلام) نازل شده است.این سوره صد و هشتمین سوره قرآن است.

کدام پیامبر سوار زیر دریایى خدا شد؟
این سؤال معمّا گونه مربوط به داستان حضرت یونس(علیه السلام) است که در قرآن کریم آمده است. خلاصه اى از داستان این پیامبر را مى توانید در فصل چهارم که مربوط به داستان هاى قرآنى است بخوانید. منظور از زیر دریایى خدا، نهنگى است که یونس را زنده زنده بلعید.

در کدام جنگ یک ششم مردم روى زمین کشته شدند؟
پاسخ این سؤال مربوط مى شود به زمانى که قابیل برادرش هابیل را به قتل رساند. در آن زمان تنها شش نفر روى زمین زندگى مى کردند که عبارت بودند از: حضرت آدم و حوّا، دو پسر آنها به نام هاى هابیل و قابیل و دو دخترشان.
هابیل و قابیل هر دو قربانى کردند، ولى خداوند قربانى قابیل را نپذیرفت. قابیل به برادرش هابیل حسادت کرد و او را کشت و در حقیقت یک ششم مردم روى زمین را نابود کرد.

زن هیزم کش چه کسى بود؟
«هیزم کش» زنى است که قرآن کریم در آیه 4 سوره مسد این لقب را به او داده است. نام اصلى او «امّ جمیل» است. وى و شوهرش ابولهب از بدترین دشمنان حضرت محمّد(صلى الله علیه وآله) بودند. این زن نابکار هیزم جمع مى کرد و سر راه پیامبر مى ریخت تا پاى مبارک آن حضرت زخمى شود. شاید به همین دلیل باشد که قرآن او را هیزم کش نامیده است.

کدام آیه است که اگر آن را از آخر به اوّل هم بخوانیم همان آیه مى شود؟
پاسخ این سؤال بخشى از آیه 3 سوره پنجاه و ششم قرآن یعنى سوره مدثّر است. عبارت (رَبَّکَ فَکَبِّر) را که در این آیه آمده اگر از آخر به اوّل هم بخوانیم باز هم مى شود: (رَبَّکَ فَکَبِّر) آیا مى دانید معناى این جمله از قرآن چیست؟ (رَبَّکَ فَکَبَّرْ)یعنى خدا را به بزرگى یاد کن.

آیة الکرسى کدام آیه است؟
آیة الکرسى آیه 255 سوره بقره است که با (اَللهُ لا اِلهَ اِلّا هُوَ الْحَىُّ القَیُّومُ)آغاز مى شود و به (وَ هُوَ الْعَلِىُّ الْعَظیمُ) پایان مى یابد. آیة الکرسى این آیه است: (اللّهُ لاَ إِلهَ إِلاَّ هُوَ الْحَیُّ الْقَیُّومُ لاَ تَأْخُذُهُ سِنَةٌ وَلاَ نَوْمٌ لَهُ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَمَا فِی الْأَرْضِ مَن ذَا الَّذِی یَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلاَّ بِإِذْنِهِ یَعْلَمُ مَا بَیْنَ أَیْدِیهِمْ وَمَا خَلْفَهُمْ وَلاَ یُحِیطُونَ بِشَیْء مِنْ عِلْمِهِ إِلاَّ بِمَا شَاءَ وَسِعَ کُرْسِیُّهُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ وَلاَ یَؤُودُهُ حِفْظُهُمَا وَهُوَ الْعَلِیُّ الْعَظِیمُ). از آن جا که کلمه «الکُرسىّ» در این آیه آمده آن را «آیة الکرسى» نامیده اند. این آیه یکى از آیه هاى مهم قرآن کریم است. حضرت على(علیه السلام) درباره این آیه فرمودند: «اگر بدانید که این آیه چیست در هیچ حالى آن را ترک نخواهید کرد.»
علّت اهمیت زیاد این آیه آن است که آیة الکرسى درباره شناخت خداست. خواندن این آیه و توجّه به معناى آن باعث مى شود که همیشه خدا را به یاد داشته باشیم و در زندگى به او تکیه کنیم.

کدام آیه است که اگر آن را هنگام خوابیدن بخوانیم هر زمان که بخواهیم بیدار مى شویم؟
پاسخ این پرسش آیه آخر سوره کهف است، که مى فرماید : (قُلْ اِنَّما اَنَا بَشَرٌ مِثْلُکُمْ اِلَىَّ یُوحى اَنّما اِلهُکُمْ اِلهٌ واحِدٌ فَمَنْ کانَ یَرْجُوا لِقاءَ رَبِّهِ فَلْیَعْمَلْ عَمَلا صالِحاً وَ لا یُشْرکْ بِعِبادَةِ رَبِّهِ اَحَداً).
امام صادق(علیه السلام) فرموده است: «هیچ کس نیست که به هنگام خواب، آخر سوره کهف را بخواند، مگر آن که در همان ساعتى که مى خواهد، بیدار شود.»
این حدیث را عالم بزرگ شیعه، مرحوم کلینى در کتاب کافى آورده است. شما هم مى توانید این آیه را موقع خوابیدن بخوانید و ان شا ءالله در ساعتى که مى خواهید بیدار شوید. افراد زیادى این کار را تجربه کرده و نتیجه گرفته اند. امیدواریم که شما نیز از این لطف قرآن کریم و دیگر برکات این کتاب بزرگ بهره مند گردید.

http://www.maarefquran.net/fa/book/print

+ نوشته شده در  جمعه 11 اسفند1385ساعت 21:26  توسط سید محمد تقی مرتضوی زاده  | 

نکاتی در باره اصول حفظ قرآن

نکاتی در باره اصول حفظ قرآن

 

در حفظ قرآن چه نکته هایى را باید رعایت کرد؟
درباره حفظ قرآن کریم گفتنى هاى زیادى هست. بیان همه آنها در این جواب ممکن نیست. بهترین راه حفظ قرآن براى دانش آموزان علاقه مند به آن، شرکت در جلسات حفظ قرآن و استفاده از معلّم هاى دل سوز این جلسه ها است. به شکر خدا الآن در بیشتر شهرهاى کشور عزیزمان جلسه هاى حفظ قرآن وجود دارد و همه مى توانند استفاده کنند. در هر حال براى حفظ قرآن حتماً به این چند نکته مهم توجّه کنید:
1ـ پیوسته از خدا بخواهید که در این کار یاریتان کند. بدون لطف و یارى او کسى نمى تواند قرآن را حفظ کند.
2ـ سعى کنید همیشه، مخصوصا هنگام حفظ قرآن، با وضو باشید.
3ـ حفظ قرآن را از سوره هاى کوچک آخر قرآن شروع کنید، زیرا حفظ این سوره ها آسان تر است و باعث دل گرمى بیشتر شما مى گردد.
4ـ مواظب باشید که عبارت هاى قرآن را اشتباه به خاطر نسپارید. اگر آیه اى را اشتباه بخوانید و اشتباه حفظ کنید، همیشه همان طور در ذهنتان مى ماند.
5ـ لازم نیست هر روز مقدار زیادى حفظ کنید، ولى باید هر روز مقدارى از آن چه را حفظ کرده اید دوره کنید.
6ـ اصلاً عجله نکنید. در کار حفظ قرآن صبر مهم ترین عامل موفقیت است.
7ـ گوش کردن به نوار ترتیل قرآن کمک زیادى به حفظ آن مى کند. هر بخشى را که مى خواهید حفظ کنید، نوارش را گوش کنید.
8ـ از پدر و مادر یا دیگر اعضاى خانواده بخواهید که آن چه را حفظ کرده اید از شما بپرسند. این کار، هم باعث تشویق شما به حفظ قرآن و هم تقویت حافظه شما مى گردد.
9ـ کتاب هایى که درباره حفظ قرآن نوشته شده بخوانید، تا اطّلاعات بیشترى در این باره به دست آورید.
10ـ سعى کنید معناى بخش هایى که حفظ مى کنید هم یاد بگیرید. با این کار آیه هاى قرآن بهتر در ذهن شما مى مانند.
در پایان باز هم تأکید مى شود که استفاده از استاد حفظ قرآن بسیار مفید است و کار حفظ قرآن را خیلى آسان خواهد کرد.

http://www.maarefquran.net/fa/book/print

+ نوشته شده در  جمعه 11 اسفند1385ساعت 21:25  توسط سید محمد تقی مرتضوی زاده  | 

دانستنی های قرآنی

دانستنی های قرآنی

 

تعداد نقطه ها، حروف، کلمات و آیه هاى قرآن را بنویسید.
دانشمندان مسلمان براى به دست آوردن تعداد نقطه ها، حروف و کلمه ها و آیه هاى قرآن تلاش هاى زیادى کرده اند، ولى هنوز در بین آنها اختلاف نظر وجود دارد. این اختلاف هم دلیل دارد: نوع خطّى که قرآن با آن نوشته مى شود، اختلاف در تعیین کلمات و چگونگى جدا کردن آیه ها از هم، از دلایل مهم اختلاف نظر دانشمندان است. با این همه، نظر درست تر این است که:
تعداد آیه هاى قرآن 6236، تعداد کلمات قرآن 77437 و تعداد حروف قرآن 321180 یا 322770 و تعداد نقطه هاى قرآن 158461 است.

قرآن چند بسم الله دارد؟
قرآن کریم داراى 114 «بسم الله الرحمـن الرحیم» است که 113 بار آن در اوّل سوره ها و یک بار آن هم در وسط سوره نمل آمده است. در آغاز سوره توبه «بسم الله» وجود ندارد، ولى چون سوره نمل دو «بسم الله» داردـ یکى در اوّل و یکى هم در وسط ـ تعداد «بسم الله»هاى قرآن با تعداد سوره ها برابرند.

کلمه «الله» چند بار در قرآن کریم آمده است؟
به نوشته دکتر محمود روحانى، این کلمه 2699 بار در قرآن کریم آمده است. این کلمه یکى از کلمه هایى است که خیلى در قرآن تکرار شده است. این تکرار به سبب اهمیّت یاد خدا در زندگى انسان است.

نام مبارک حضرت محمّد(صلى الله علیه وآله) چند بار در قرآن کریم آمده است؟
نام پیامبر عزیز ما پنج بار در قرآن آمده است که چهار بار با عنوان «محمّد» و یک بار هم با عنوان «احمد» از ایشان یاد شده است. نام محمّد در آیه هاى 144 سوره آل عمران، 40 سوره احزاب، 2 سوره محمّد و 29 سوره فتح ذکر گردیده و نام احمد در آیه 6 سوره صف آمده است.

نام کدام پیامبر بیشتر در قرآن آمده است؟
پاسخ این پرسش حضرت موسى(علیه السلام) است. نام این پیامبر خدا 136 بار در قرآن آمده است. اما مى دانید چرا نام حضرت موسى(علیه السلام) این قدر در قرآن تکرار شده است؟ زیرا زندگى آن پیامبر خدا و سرگذشت قوم آن حضرت یعنى مردم یهود درس هاى بسیار آموزنده اى براى ما دارد. خدا در سوره هاى مختلفى از آنها یاد کرده و اشتباه هاى آنان را بیان نموده، تا ما به مشکلات آنها گرفتار نشویم و خطاهاى آنها را تکرار نکنیم.

نام چند زن در قرآن کریم آمده است؟
جز نام مبارک حضرت مریم ـ ما در حضرت عیسى(علیه السلام) ـ نام زن دیگرى در قرآن نیامده است. البتّه نام زنان زیادى به صورت اشاره در قرآن ذکر شده است; مثلاً در آیه 33 سوره احزاب که درباره اهل بیت نازل شده، حضرت زهرا هم مورد نظر بوده است. هم چنین در آیه 71 سوره هود به همسر حضرت ابراهیم بدون ذکر نام اشاره شده است. در آیه هاى 11 سوره قصص، 23 نمل و 40 آل عمران و آیات بسیارى دیگر نیز از برخى زنان بى آن که اسمشان بیاید یاد شده است.

چرا قرآن 114 سوره دارد؟
این پرسش را درباره تعداد آیه ها، تعداد حروف و حتّى تعداد هر حرف هم مى توان پرسید; مثلاً مى توان پرسید چرا حرف «کاف» یا «قاف» یا «میم» به فلان تعداد در قرآن آمده است.
بى تردید همه کارهاى خدا دلیلى دارد، ولى درک حکمت و راز همه کارهاى خدا براى ما انسان ها ممکن نیست، یا لااقل دشوار است. چرا تعداد دندان هاى ما 32 عدد است؟ چرا قلب ما در هر دقیقه 70 بار مى زند؟ چرا امامان معصوم 12 نفرند؟ چرا خدا 124 هزار پیامبر فرستاد؟ هر کدام از این پرسش ها جوابى دارد، ولى ما به راحتى نمى توانیم پاسخ این پرسش ها را بیابیم.
آن چه براى ما مسلمانان اهمیت دارد این است که خدا قرآن را براى راهنمایى ما فرستاده و راه سعادت را به ما نشان داده است. ما باید به آیات قرآن عمل کنیم و درباره حرف هاى خدا خوب بیندیشیم. ندانستن راز تعداد سوره ها ضررى به بهره مندى ما از نعمت این کتاب آسمانى نمى زند. ما شاید ندانیم که چرا هر یک از دستانمان پنج انگشت دارد، ولى از همه آنها براى انجام کارهایمان استفاده مى کنیم. قرآن 114 سوره و 114 چراغ روشنى بخش و 114 باغ زیبا دارد. راز این عدد هر چه باشد ما باید از این 114 نعمت خداداد بهره ببریم.

سوره هایى که به نام یکى از پیامبران هستند کدامند؟
این سوره ها عبارتند از: یونس (سوره دهم)، هود (سوره یازدهم)، یوسف(سوره دوازدهم)، ابراهیم (سوره چهاردهم)، محمّد(صلى الله علیه وآله) (سوره چهل و هفتم) و نوح (سوره هفتاد و یکم) که شش سوره از قرآن کریم را تشکیل مى دهند.

بزرگ ترین و کوچک ترین سوره قرآن کدام است؟
بزرگ ترین سوره قرآن، بقره با 282 آیه و کوچک ترین سوره قرآن کوثر با سه آیه است. بقره به معناى گاو مادّه و کوثر به معناى خیر زیاد است. سوره بقره در مدینه و سوره کوثر در مکّه نازل شده است.

کدام سوره بدون بسم الله الرَّحْمنِ الرحیم شروع مى شود؟
پاسخ این سؤال سوره نهم قرآن یعنى سوره توبه است. بسم الله الرَّحْمنِ الرحیم یعنى به نام خداوند بخشنده مهربان، این جمله درباره رحمت و مهربانى خداست. چون سوره توبه با اعلام بیزارى از مشرکان و بت پرستان آغاز مى شود و خشم و غضب خدا را به آنان بیان مى کند، بسم الله که آیه رحمت و مهربانى است در اوّل آن نیامده است. شاید خدا با این کار مى خواسته به مردم بفهماند که من آن قدر از بت پرستان خشمگینم که «بسم الله» اوّل سوره ها را هم در این سوره نمى آورم و سوره را با آیه رحمت شروع نمى کنم.

حضرت محمّد(صلى الله علیه وآله) درباره کدام سوره فرموده اند که مرا پیر کرد؟
رسول خدا(صلى الله علیه وآله) درباره چند سوره فرموده اند که این سوره ها مرا پیر کردند، ولى در پاسخ به سؤال بالا معمولا از سوره هود یاد مى شود. به نظر بعضى از دانشمندان مسلمان علّت سخن پیامبر(صلى الله علیه وآله) درباره سوره هود آیه 112 این سوره است. در این آیه پیامبر و یارانش مأمور به استقامت و پایدارى شده اند. رسول خدا(صلى الله علیه وآله)مردى صبور و مقاوم بود، ولى نگران یارانش بود که آیا در مقابل مشکلات مقاومت خواهند کرد یا نه. براى همین، حضرت محمّد(صلى الله علیه وآله) خیلى غصّه خورد و به فرموده خود آن بزرگوار به خاطر سوره هود پیر شد.

کدام سوره قرآن دو بسم الله دارد؟
این سوره، سوره بیست و هفتم قرآن یعنى سوره نمل است. در این سوره یک بار در اوّل سوره و یک بار هم در آیه 30، جمله «بسم الله الرَّحْمنِ الرحیم» آمده است. «بسم الله» آیه 30، مربوط به نامه حضرت سلیمان است که در اوّل آن «بسم الله» بود. این نامه را حضرت سلیمان به ملکه سرزمین سبا نوشت. وقتى نامه به دست ملکه سرزمین سبا رسید آن را براى اطرافیانش خواند و طبق آیه 30 چنین گفت: این نامه از سلیمان است و چنین است: «بسم الله الرَّحْمنِ الرحیم...» پس معلوم شد که یکى از دو بسم الله سوره، مربوط به اوّل سوره نیست.

در کدام سوره کلمه «الله» در تمام آیه هاى آن تکرار شده است؟
پاسخ این سؤال سوره مجادله است. این سوره پنجاه و هشتمین سوره قرآن است و بیست و دو آیه دارد. در همه این 22 آیه کلمه الله هست.

چرا نهج البلاغه را برادر قرآن و صحیفه سجّادیه را خواهر قرآن مى گویند؟
آیا در خانه برادر و خواهرى دارید یا نه؟ در هر حال اگر دقّت کرده باشید برادرها و خواهرها شباهت زیادى به هم دارند. مخصوصاً دو قلوها که خیلى خیلى به هم شبیه هستند. کتاب نهج البلاغه و کتاب صحیفه سجّادیّه هم خیلى شبیه قرآن هستند; یعنى هم عبارت ها و جمله هاى این دو کتاب مثل قرآن زیبا و جالبند و هم معناى حرف هاى آن ها به آیات قرآن شباهت دارند.
در همه جاى این دو کتاب سخن از پرهیزگارى و تقوا به بیان آمده است، در قرآن هم خدا ما را به تقوا دعوت مى کند. نهج البلاغه و صحیفه سجّادیه ما را به دوستى با خدا فرا مى خوانند، قرآن هم ما را به یاد خدا و محبّت او دعوت مى کند.
نهج البلاغه و صحیفه سجادیه ما را به یاد آخرت مى اندازند، آیات قرآن هم مدام از آخرت سخن مى گویند. براى همین شباهت هاست که این دو کتاب را برادر و خواهر قرآن گفته اند.

سوره و آیه و کلمه وسط قرآن کدام است؟
مى دانید که قرآن 114 سوره و 6236 آیه دارد. هر دوى این عددها زوج هستند. در عددهاى زوج، تعیین یک عدد به عنوان عدد وسط ممکن نیست; مثلاً در عدد 6 نمى توانیم یک عدد را وسط آن بدانیم بلکه باید بگوییم عدد 3 و 4 وسط 6 هستند، امّا در عددهاى فرد مى توانم یک عدد را عدد وسط بدانیم; مثلا در عدد 5، عدد 3 وسط پنج است; یعنى هر دو طرفش با هم برابر هستند، در یک طرف دو عدد و در طرف دیگر هم دو عدد قرار دارد. با توضیحى که دادیم متوّجه شدید که باید دو سوره و دو آیه را به عنوان سوره ها و آیه هاى وسط قرآن نام ببریم. سوره 57 و 58 قرآن (سوره حدید و سوره مجادله) سوره هاى وسط قرآن و آیه هاى 45 و 46 سوره شعراء آیه هاى وسط قرآن هستند.
اما کلمه وسط قرآن، کلمه «ولیتلطّف» در آیه نوزدهم سوره کهف قرار دارد.

بزرگ ترین و کوچک ترین آیه قرآن کدام است؟
بزرگ ترین آیه قرآن آیه 282 سوره بقره است که تقریباً یک صفحه است. کوچک ترین آیه قرآن هم آیه 64 سوره الرحمن است که تنها از یک کلمه یعنى (مُدهامتان) تشکیل شده است. البتّه اگر «بسم الله» را یک آیه جداگانه به حساب آوریم، کوچک ترین آیه قرآن آیه اوّل سوره طه خواهد بود که از کلمه دو حرفى «طه» تشکیل شده است.

کوچک ترین و بزرگ ترین کلمه قرآن چیست؟
کوچک ترین کلمه قرآن حرف «باء» در «بِسْمِ اللهِ» و نیز دیگر کلمات یک حرفى قرآن مانند همزه استفهام و ضمیر «ه» است. بزرگ ترین کلمه قرآن هم (فَأَسْقَیْناکُمُوهُ)است که در آیه 22 سوره حجر آمده و داراى 11 حرف مى باشد. معناى آن هم این است: «ما شما را با آبى که از آسمان فرستادیم سیراب کردیم.»

کوچک ترین و بزرگ ترین حیوانى که نامش در قرآن آمده چیست؟
کوچک ترین حیوانى که نامش در قرآن آمده پشه (در آیه 26 سوره بقره) و مورچه (در آیه 18 سوره نمل) است. بزرگ ترین حیوانى هم که قرآن از آن نام برده فیل (در سوره فیل) و ماهى بزرگى است که حضرت یونس را زنده زنده بلعید داد. (در آیه 142 سوره صافّات)

بهترین نوشیدنى و بهترین خوردنى که در قرآن آمده چیست؟
بهترین نوشیدنى که در قرآن از آن یاد شده عسل و بهترین خوردنى خرماست. زیرا در آیه 69 سوره نحل، عسل را مایه شفا و درمان مردم معرّفى مى کند و نیز در موارد مختلفى از خرما نام مى برد و مردم را به ارزش و اهمیّت این خوردنى سودمند توجّه مى دهد.

دو زن گناه کارى که قرآن کریم از آنان یاد کرده کیستند؟
زنان گنه کار و زنان نیکوکارى که قرآن کریم درباره آنها سخن گفته بسیارند، ولى دو نفر از برجسته ترین زنان گنه کار که قرآن نام مى برد، همسر حضرت نوح و همسر حضرت لوط هستند. در آیه 10 سوره تحریم از این دو زن خیانت کار یاد مى کند و آنان را جهنّمى مى شمارد و مى فرماید: «خداوند براى کسانى که کافر شده اند به همسر نوح و همسر لوط مثل زده است. آن دو تحت سرپرستى دو بنده از بندگان صالح ما بودند، ولى به آن دو خیانت کردند.»
قرآن کریم با نام بردن از این دو زن جهنّمى، مى خواهد به همه ما بفهماند که حتّى اگر کسى همسر پیامبر باشد، ولى به حرف خدا گوش ندهد، به آتش جهنّم گرفتار خواهد شد.

برخى از حیواناتى که نامشان در قرآن آمده بنویسید.
قرآن کریم بارها از حیوانات نام برده و به مناسبت هاى مختلفى به این موجودات شگفت انگیز اشاره کرده است. حتماً مى دانید که براى بعضى از سوره هاى قرآن هم نام یک حیوان انتخاب شده است. در پاسخ به سؤال بالا مى توانیم به این چهارده حیوان اشاره کنیم:
1 ـ گاو ماده در سوره بقره، آیه 67.
2 ـ میمون در سوره بقره، آیه 65.
3 ـ زنبور عسل در سوره نحل، آیه 68.
4 ـ شانه به سر در سوره نمل، آیه 20.
5 ـ مورچه در سوره نمل، آیه 18.
6 ـ خر در سوره جمعه، آیه 5.
7 ـ فیل در سوره فیل، آیه 1.
8 ـ سگ در سوره کهف، آیه 18.
9 ـ پشه در سوره بقره، آیه 26.
10 ـ عنکبوت در سوره عنکبوت، آیه 41.
11 ـ گرگ در سوره یوسف، آیه 17.
12 ـ شتر در سوره انعام، آیه 144.
13 ـ کلاغ در سوره مائده، آیه 31.
14 ـ گوسفند در سوره انعام، آیه 143.

قاتل نمرود کدام حیوان بود؟
بر اساس برخى روایات، قاتل نمرود که پادشاهى ستمکار در دوران حضرت ابراهیم(علیه السلام) بوده ، پشه است که از راه بینى وارد مغز نمرود شد و او را کشت. این مرگ ذلیلانه درس عبرتى است براى آدم هاى مغرور و متکبّر که به ضعف و ناتوانى خود پى ببرند و ادّعاى بزرگى و خدایى نکنند.

http://www.maarefquran.net/fa/book/print

+ نوشته شده در  جمعه 11 اسفند1385ساعت 21:24  توسط سید محمد تقی مرتضوی زاده  | 

علامت هاى وقف

علامت هاى وقف

 

مهم ترین علامت هاى وقف را بنویسید.
مهم ترین علامت هاى وقف عبارتند از:
«م» که وقف لازم است و نباید خواندن را ادامه داد. اگر چنین علامتى را دیدید توقّف کنید، زیرا اگر خواندن را ادامه دهید معنا اشتباه خواهد شد.
«ط» با دیدن این علامت بهتر است وقف کنید، زیرا موضوعى که آیه از آن سخن مى گفت تمام شده است. البته اگر به خواندن ادامه دادید هم اشکالى ندارد.
«ج» این علامت به ما مى فهماند که هم مى توان در این جا وقف کرد و هم مى توان وقف نکرد.
«لا» اگر این علامت را دیدید به خواندن ادامه دهید و توقّف نکنید، زیرا اگر وقف کنید معنا خراب مى شود. مگر در پایان آیات که مى توانید وقف کنید. حتى در پایان برخى آیات هم علامت «لا» وجود دارد.
«قلى» علامت آن است که وقف کردن بهتر است.
«صلى» علامت آن است که وصل کردن بهتر است.

http://www.maarefquran.net/fa/book/print

+ نوشته شده در  جمعه 11 اسفند1385ساعت 21:23  توسط سید محمد تقی مرتضوی زاده  | 

معرفی

بسم الله الرحمن الرحیم

قرآن برتر است از هر چه در آسمان ها و زمین است.

(پیامبر اکرم - ص)

این وبلاگ را برای آموزش قرآن دوره راهنمایی ایجاد کردم.

امیدوارم خداوند به فضلش بپذیرد

و برای عزیزانم در مقطع راهنمایی سودمند افتد.

از نظرات همه عزیزان صاحب نظر و فرزندان خوبم استقبال می کنم.

+ نوشته شده در  جمعه 4 اسفند1385ساعت 19:7  توسط سید محمد تقی مرتضوی زاده  |